thwacks

[ایالات متحده]/θwæks/
[بریتانیا]/θwæks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ضربه یا ضربه تیز

عبارات و ترکیب‌ها

thwacks the ball

می‌زند توپ را

thwacks the drum

می‌زند طبل را

thwacks the table

می‌زند میز را

thwacks the door

می‌زند در را

thwacks the ground

می‌زند زمین را

thwacks the air

می‌زند هوا را

thwacks a fly

می‌زند حشره را

thwacks the wall

می‌زند دیوار را

thwacks the floor

می‌زند کف را

جملات نمونه

the baseball thwacks against the bat with a satisfying sound.

ضربه بیس بال با چوب بیس بال همراه با صدایی دلپذیر است.

he thwacks the pillow to make it more comfortable.

او بالش را می‌کوبد تا راحت‌تر شود.

the teacher thwacks the desk to get everyone's attention.

معلم میز را می‌کوبد تا توجه همه را جلب کند.

she thwacks the mosquito that was buzzing around her.

او پشه‌ای را که دور او می‌چرخید، می‌کوبد.

the dog thwacks its tail excitedly when it sees its owner.

وقتی صاحبش را می‌بیند، سگ با هیجان دم خود را می‌کوبد.

he thwacks the tennis ball over the net.

او توپ تنیس را از روی تور می‌کوبد.

the child thwacks the drum with enthusiasm.

کودک با اشتیاق طبل را می‌کوبد.

she thwacks the snow off her boots before entering the house.

او برف را از روی چکمه‌هایش قبل از ورود به خانه پاک می‌کند.

the coach thwacks the whistle to start the game.

مربی سوت را می‌کوبد تا بازی را شروع کند.

he thwacks the ball into the goal for the winning point.

او توپ را برای کسب امتیاز پیروزی به دروازه می‌کوبد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید