have a blether
صحبت کردن بیدلیل
blether on about
در مورد چیزی بیوقفه صحبت کردن
stop the blethering
صحبتهای بیمعنی را متوقف کنید
blether with someone
با کسی صحبت کردن بیدلیل
blether about nothing
در مورد هیچ چیز صحبت کردن
we spent the afternoon blethering about our favorite books.
ما بعد از ظهر را در مورد کتابهای مورد علاقه خود گپ زدیم.
don't just blether; make sure you get to the point.
فقط گپ نزنید؛ مطمئن شوید که به اصل مطلب میرسید.
she loves to blether with her friends over coffee.
او عاشق گپ زدن با دوستانش در کنار قهوه است.
after the meeting, we had a blether about the project.
بعد از جلسه، در مورد پروژه گپ زدیم.
it's nice to blether with someone who shares your interests.
گپ زدن با کسی که علایق شما را دارد، خوشایند است.
he tends to blether on about politics at every gathering.
او معمولاً در هر جمعیتی در مورد سیاستها صحبت میکند.
they spent hours blethering on the phone.
آنها ساعتها از طریق تلفن گپ زدند.
let's not blether too much; we have work to do.
زیاد گپ نزنیم؛ کارهای زیادی داریم که باید انجام دهیم.
she has a talent for blethering, making everyone laugh.
او استعداد گپ زدن دارد و باعث خنده همه میشود.
he enjoys a good blether about the latest movies.
او از گپ زدن در مورد آخرین فیلمها لذت میبرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید