Let's boogie
بیا برقصیم
Boogie down
برقص
Boogie fever
تب برقص
Boogie woogie
برقی
Boogie nights
شبه های برقص
Boogie music
موسیقی برقی
Pat went off to boogie to a steel band.
پت برای رقصیدن با یک گروه سازنوازی فولادی به آنجا رفت.
Boogie plays the wag from school.
بوگی وانِ مدرسه را بازی میکند.
I think we'd better boogie on out of here.
فکر میکنم بهتر است همین الان از اینجا برویم.
Let's boogie on the dance floor.
بیایید روی زمین رقص برقصیم.
She loves to boogie to her favorite songs.
او عاشق رقصیدن با آهنگهای مورد علاقهاش است.
The band played a funky boogie-woogie tune.
گروه یک آهنگ فانکی بوگیووگی اجرا کرد.
He can really boogie on the guitar.
او واقعاً میتواند با گیتار برقصد.
They boogied all night long at the party.
آنها تمام شب در مهمانی رقصیدند.
The disco ball reflected the boogie lights.
توپ دیسکو نورهای رقص را منعکس کرد.
She taught me how to boogie-woogie dance.
او به من نحوه رقص بوگیووگی را آموزش داد.
The crowd started to boogie as soon as the music began.
با شروع موسیقی، جمعیت شروع به رقصیدن کردند.
He's got some serious boogie skills.
او مهارتهای رقص جدی دارد.
The boogie fever spread quickly through the club.
تب رقص به سرعت در سراسر کلاب پخش شد.
Let's boogie
بیا برقصیم
Boogie down
برقص
Boogie fever
تب برقص
Boogie woogie
برقی
Boogie nights
شبه های برقص
Boogie music
موسیقی برقی
Pat went off to boogie to a steel band.
پت برای رقصیدن با یک گروه سازنوازی فولادی به آنجا رفت.
Boogie plays the wag from school.
بوگی وانِ مدرسه را بازی میکند.
I think we'd better boogie on out of here.
فکر میکنم بهتر است همین الان از اینجا برویم.
Let's boogie on the dance floor.
بیایید روی زمین رقص برقصیم.
She loves to boogie to her favorite songs.
او عاشق رقصیدن با آهنگهای مورد علاقهاش است.
The band played a funky boogie-woogie tune.
گروه یک آهنگ فانکی بوگیووگی اجرا کرد.
He can really boogie on the guitar.
او واقعاً میتواند با گیتار برقصد.
They boogied all night long at the party.
آنها تمام شب در مهمانی رقصیدند.
The disco ball reflected the boogie lights.
توپ دیسکو نورهای رقص را منعکس کرد.
She taught me how to boogie-woogie dance.
او به من نحوه رقص بوگیووگی را آموزش داد.
The crowd started to boogie as soon as the music began.
با شروع موسیقی، جمعیت شروع به رقصیدن کردند.
He's got some serious boogie skills.
او مهارتهای رقص جدی دارد.
The boogie fever spread quickly through the club.
تب رقص به سرعت در سراسر کلاب پخش شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید