play booty
بازی باسن
Also in the mix is Booty Sweat-hocking hip-hop hyphenate Alpa Chino.
همچنین در این میان، آلپا چینو، یک هنرمند هیپ هاپ با سبک خاص، وجود دارد.
They now divided the booty, but the little tailor only asked for a kreuzer because he could not carry more.
اکنون آنها غنیمت را تقسیم کردند، اما خیاط کوچک فقط یک کروزر خواست زیرا نمیتوانست بیشتر حمل کند.
It is found that influencing judge choosing penal category by judicial procedure and criminal charges in traffic, booty and larcener's cases and by criminal charges in drug cases.
مشخص شده است که انتخاب قاضی، دسته بندی مجازات را از طریق روند قضایی و اتهامات کیفری در موارد ترافیک، غنیمت و سرقت و همچنین با اتهامات کیفری در موارد مواد مخدر تحت تأثیر قرار می دهد.
Minnie or Moe Teddy Basket with Peter Rabbit Album or My First Year Book, Hen Mobile &Trim, baby items (twinset, booties, socks &hat) and mini bouquet.
سبد مینی یا موی تدی با آلبوم خرگوش پیتر یا کتاب سال اول من، ماشین مرغ و تزئینات، اقلام نوزاد (ست دوقلو، جوراب های پا، جوراب و کلاه) و دسته گل کوچک.
She showed off her impressive booty at the beach.
او غنیمت چشمگیر خود را در ساحل به نمایش گذاشت.
He bought a new pair of boots to match his leather booty.
او یک جفت چکمه جدید برای مطابقت با غنیمت چرمی خود خرید.
The pirate buried his treasure booty on a deserted island.
دزد دریایی غنیمت گنج خود را در یک جزیره متروکه دفن کرد.
She danced seductively, shaking her booty to the music.
او به طرز اغوا کننده ای رقصید و با ریتم موسیقی، غنیمت خود را به حرکت درآورد.
The thief stole a bag of valuable booty from the museum.
دزد یک کیسه غنیمت با ارزش را از موزه به سرقت برد.
The fitness trainer recommended exercises to tone the booty muscles.
مربی تناسب اندام تمریناتی را برای تقویت عضلات غنیمت توصیه کرد.
He couldn't resist grabbing her perky booty as she walked by.
او نتوانست جلوی گرفتن غنیمت خوشایند او را بگیرد وقتی از کنارش عبور می کرد.
The fashion designer showcased a collection of trendy booty shorts.
طراح مد مجموعهای از شورتهای غنیمت مد روز را به نمایش گذاشت.
The treasure hunters were thrilled to discover a chest full of glittering booty.
جستجوگران گنج از کشف یک صندوق پر از غنیمت های درخشان هیجان زده شدند.
She applied shimmering lotion to make her booty glow under the sun.
او لوسیون درخشان زد تا غنیمت خود را زیر نور خورشید درخشان کند.
I know. If we were still single, we'd be tripping over all that booty.
میدانم. اگر هنوز مجرد بودیم، روی همه آن داراییها میافتادیم.
منبع: The Big Bang Theory Season 8You woke me up to cater your booty call?
تو من رو بیدار کردی تا به درخواست تو برای خوشگذرانی رسیدگی کنم؟
منبع: Desperate Housewives Season 7And they always buried their booty with an X and draw a treasure map to the spot.
و آنها همیشه داراییهایشان را با یک X دفن میکردند و نقشهای گنج به آن مکان میکشیدند.
منبع: One Hundred Thousand WhysMost of the booty is shipped to neighbouring countries.
بیشتر داراییها به کشورهای همسایه ارسال میشود.
منبع: The Economist (Summary)I have to hang up on this booty call.
باید این تماس تلفنی برای خوشگذرانی را قطع کنم.
منبع: Modern Family - Season 07God, I hope the booty call was worth it.
خدا، امیدوارم این تماس تلفنی برای خوشگذرانی ارزش داشته باشد.
منبع: Our Day This Season 1I need a distraction. -You can booty call me anytime you want.
من به یک حواسپرتی نیاز دارم. -تو هر وقت بخواهی میتوانی با من تماس بگیری.
منبع: The Vampire Diaries Season 2Instead of dancing in a gym, I shook my booty to the seductive rhythms...Okay, okay. ...of AP Calculus.
به جای رقصیدن در یک سالن ورزشی، با ریتمهای اغواکننده رقصیدم... باشه، باشه... حساب دیفرانسیل و انتگرال.
منبع: The Big Bang Theory Season 8We in track and field, we call it the booty lock.
ما در دو و میدانی هستیم، ما به آن قفل دارایی میگوییم.
منبع: Connection MagazineHey. So, what am I, just an afternoon booty call to you?
هی. پس من چی هستم؟ فقط یک تماس تلفنی بعد از ظهر برای خوشگذرانی برای تو؟
منبع: S03لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید