borderlands

[ایالات متحده]/[ˈbɔːdəˌlændz]/
[بریتانیا]/[ˈbɔːrdərˌlændz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. منطقه‌ای مرزی؛ منطقه‌ای در مرز؛ منطقه‌ای در حاشیهٔ قلمرو مسکونی؛ (به معنای استعاری) منطقه‌ای یا موقعیتی در حاشیهٔ چیزی؛ (سری بازی ویدیویی) یک سری بازی ویدیویی محبوب شوتر-غارتگر.

عبارات و ترکیب‌ها

borderlands region

ناحیه‌ی مرزی

crossing borderlands

عبور از مناطق مرزی

borderlands conflict

درگیری در مناطق مرزی

exploring borderlands

کاوش در مناطق مرزی

borderlands security

امنیت مناطق مرزی

borderlands communities

جامعه‌های مناطق مرزی

managing borderlands

مدیریت مناطق مرزی

borderlands trade

تجارت در مناطق مرزی

borderlands studies

مطالعات مناطق مرزی

remote borderlands

مناطق مرزی دورافتاده

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید