bordures

[ایالات متحده]/[ˈbɔːrdəz]/
[بریتانیا]/[ˈbɔːrdərz]/

ترجمه

n. لبه‌های یا مرزهای چیزی؛ یک نوار پارچه یا دکمه‌ای که برای لبه‌دادن لباس یا دیگر آیتم‌ها استفاده می‌شود.
v. لبه‌دادن یا مرز دادن به چیزی.

جملات نمونه

the garden's borders were lined with colorful flowers.

مرزهای باغ با گل‌های رنگارنگ پوشیده شده بود.

we carefully trimmed the borders of the lawn.

ما مرزهای گazon را با دقت کوتاه کردیم.

the borders of the forest were marked by a stone wall.

مرزهای جنگل توسط یک دیوار سنگی مشخص شده بود.

the map showed the political borders of the countries.

نقشه مرزهای سیاسی کشورها را نشان می‌داد.

the borders of the property were clearly defined.

مرزهای املاک به وضوح تعریف شده بودند.

she added decorative borders to the scrapbook pages.

او مرزهای زیبا به صفحات کتابچه جمع‌آوری کرد.

the borders of the park were protected by a fence.

مرزهای پارک توسط یک رشته تاران حفاظت می‌شدند.

the company expanded its borders into new markets.

شرکت مرزهای خود را به بازارهای جدید گسترش داد.

the borders of the image were framed with a gold line.

مرزهای تصویر با یک خط طلا چارچوب‌بندی شده بودند.

the borders of the state were established in 1803.

مرزهای ایالت در سال 1803 تعیین شدند.

the borders between the two countries are heavily guarded.

مرزهای بین دو کشور به طور چشمگیری دارای نیروی امنیتی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید