brachiate

[ایالات متحده]/ˈbræʃiˌeɪt/
[بریتانیا]/brækʃieɪt/

ترجمه

adj. مربوط به یا شبیه به حرکت از طریق شاخه‌ها (Brachiation) در میان میمون‌ها.
v. حرکت کردن با آویزان شدن از شاخه‌ها؛ بالا رفتن با استفاده از دست‌ها و پاها.
شکل‌های واژه
صفت یا فعل حال استمراریbrachiating
قسمت سوم فعلbrachiated
زمان گذشتهbrachiated
شکل سوم شخص مفردbrachiates

عبارات و ترکیب‌ها

brachiate quickly

حرکت سریع با دست‌ها

brachiate effortlessly

حرکت بدون تلاش با دست‌ها

brachiate freely

حرکت آزادانه با دست‌ها

brachiate upwards

حرکت به سمت بالا با دست‌ها

brachiate downwards

حرکت به سمت پایین با دست‌ها

brachiate expertly

حرکت ماهرانه با دست‌ها

brachiate gracefully

حرکت با ظرافت با دست‌ها

brachiate powerfully

حرکت قدرتمندانه با دست‌ها

جملات نمونه

monkeys are known to brachiate through the trees.

میمن‌ها به خاطر توانایی‌شان در آویزان شدن و حرکت از طریق درختان شناخته شده‌اند.

to brachiate effectively, one must have strong arm muscles.

برای برکیتیشن مؤثر، داشتن عضلات بازوی قوی ضروری است.

children often imitate animals that brachiate in the jungle.

کودکان اغلب حیواناتی را که در جنگل برکیتیشن می‌کنند تقلید می‌کنند.

learning to brachiate can improve a child's coordination.

یادگیری برکیتیشن می‌تواند هماهنگی کودک را بهبود بخشد.

brachiate species often have long arms and flexible shoulders.

گونه‌های برکیتیشن اغلب دارای بازوهای بلند و شانه‌های انعطاف‌پذیر هستند.

observing how monkeys brachiate can teach us about evolution.

مشاهده نحوه برکیتیشن میمون‌ها می‌تواند به ما در مورد تکامل آموزش دهد.

the exhibit featured a brachiate orangutan swinging from branch to branch.

نمایشگاه دارای یک اورانگوتان برکیتیشن بود که از شاخه به شاخه آویزان می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید