bratticing

[ایالات متحده]/ˈbrætɪsɪŋ/
[بریتانیا]/brætˈiːsɪŋ/

ترجمه

n. عمل یا فرآیند افزودن میله‌های عمودی به نرده، دیوار و غیره، برای تزئین یا حمایت.

عبارات و ترکیب‌ها

bratticing system

سیستم برتایشینگ

bratticing design

طراحی برتایشینگ

bratticing panels

پنل‌های برتایشینگ

new bratticing

برتایشینگ جدید

metal bratticing

برتایشینگ فلزی

bratticing work

کار برتایشینگ

wood bratticing

برتایشینگ چوبی

bratticing cost

هزینه برتایشینگ

جملات نمونه

bratticing is essential for proper ventilation in deep mines.

براتیسینگ برای تهویه مناسب در معادن عمیق ضروری است.

they used bratticing to control the airflow in the tunnel.

آنها از براتیسینگ برای کنترل جریان هوا در تونل استفاده کردند.

the engineers designed a bratticing system to enhance safety.

مهندسان یک سیستم براتیسینگ برای افزایش ایمنی طراحی کردند.

bratticing helps prevent the collapse of mine walls.

براتیسینگ به جلوگیری از ریزش دیوارهای معدن کمک می کند.

proper bratticing can improve the efficiency of mining operations.

براتیسینگ مناسب می تواند بهره وری عملیات معدن را بهبود بخشد.

during the inspection, the bratticing was found to be inadequate.

در طول بازرسی، براتیسینگ ناکافی تشخیص داده شد.

bratticing techniques have evolved over the years.

تکنیک های براتیسینگ در طول سال ها تکامل یافته اند.

the team implemented new bratticing methods to reduce risks.

تیم روش های جدید براتیسینگ را برای کاهش خطرات اجرا کرد.

bratticing must be regularly maintained for optimal performance.

برای عملکرد بهینه، براتیسینگ باید به طور منظم نگهداری شود.

workers received training on effective bratticing practices.

کارگران در مورد روش های موثر براتیسینگ آموزش دیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید