brawniest

[ایالات متحده]/[ˈbrɔːnɪst]/
[بریتانیا]/[ˈbrɔːnɪst]/

ترجمه

adj. دارای قدرت جسمی زیاد؛ ماهوی؛ مشخصه‌ی قدرت جسمی و سختی.

عبارات و ترکیب‌ها

brawniest guy

مرد با ماهیت بسیار قوی

showing brawniest strength

نشان دادن قوت بسیار قوی

brawniest of all

قوی ترین از همه

quite brawny

بسیار قوی

brawny build

ساختار قوی

brawny arms

دست‌های قوی

brawny shoulders

پлеч‌های قوی

brawny physique

بدن قوی

جملات نمونه

the brawniest wrestler in the competition easily won the match.

مُبارز بدن‌سازتر در مسابقه به راحتی مسابقه را برنده شد.

he was known as the brawniest member of the construction crew.

او به عنوان عضو بدن‌سازتر گروه ساخت شناخته می‌شد.

despite his brawniest appearance, he was a gentle soul.

در این حال که ظاهر بدن‌سازتر بود، او یک روح لطیف بود.

the brawniest lumberjack could fell a tree in minutes.

چوب‌کار بدن‌سازتر می‌توانست در چند دقیقه یک درخت را برش دهد.

she admired his brawniest physique and determination.

او زیبایی بدن‌سازتر و اصرار او را دوست داشت.

he proved he was the brawniest of all the candidates.

او ثابت کرد که بدن‌سازتر از همه نامزدها است.

the brawniest guard stood watch at the entrance.

گارد بدن‌سازتر در ورودی نگهبانی می‌کرد.

even though small, she was surprisingly the brawniest climber.

هر چند کوچک بود، او به طور شگفت‌آوری بالاترین صعود کننده بود.

he displayed his brawniest strength in the weightlifting competition.

او قدرت بدن‌سازتر خود را در مسابقه وزن‌برداری نشان داد.

the brawniest farmhand could handle any heavy task.

کارگر بدن‌سازتر کشاورزی می‌توانست هر کار سنگینی را انجام دهد.

the brawniest pirate captain was feared throughout the seas.

سرکاپیتان بدن‌سازتر در تمامی دریاها مورد ترس و وحشت قرار داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید