brazened face
چهره بیشرم
brazened act
عمل بیشرمانه
brazened nerve
اعتماد به نفس بیشرمانه
brazened lie
دروغ بیشرمانه
brazened claim
ادعای بیشرمانه
brazened request
درخواست بیشرمانه
brazened insult
توهین بیشرمانه
brazened front
ظاهر بیشرمانه
brazened tone
لحن بیشرمانه
brazened demand
تقاضای بیشرمانه
she brazened it out despite the criticism.
او با وجود انتقادات، آن را با جسارت پشت سر گذاشت.
he brazened his way into the exclusive party.
او با جسارت وارد مهمانی انحصاری شد.
they brazened their mistakes without any shame.
آنها بدون هیچ گونه شرمی، اشتباهات خود را پشت سر گذاشتند.
she brazened her confidence during the presentation.
او در طول ارائه، اعتماد به نفس خود را نشان داد.
he brazened out the awkward situation with humor.
او با طنز، موقعیت ناخوشایند را پشت سر گذاشت.
the politician brazened his way through the scandal.
سیاستمدار با وجود رسوایی، با جسارت از آن عبور کرد.
she brazened her way into the conversation.
او با جسارت وارد گفتگو شد.
they brazened their actions, ignoring the rules.
آنها با نادیده گرفتن قوانین، اعمال خود را پشت سر گذاشتند.
he brazened his failure as a learning opportunity.
او شکست خود را به عنوان فرصتی برای یادگیری پشت سر گذاشت.
she brazened her way through the tough negotiations.
او با وجود مذاکرات سخت، با جسارت از آن عبور کرد.
brazened face
چهره بیشرم
brazened act
عمل بیشرمانه
brazened nerve
اعتماد به نفس بیشرمانه
brazened lie
دروغ بیشرمانه
brazened claim
ادعای بیشرمانه
brazened request
درخواست بیشرمانه
brazened insult
توهین بیشرمانه
brazened front
ظاهر بیشرمانه
brazened tone
لحن بیشرمانه
brazened demand
تقاضای بیشرمانه
she brazened it out despite the criticism.
او با وجود انتقادات، آن را با جسارت پشت سر گذاشت.
he brazened his way into the exclusive party.
او با جسارت وارد مهمانی انحصاری شد.
they brazened their mistakes without any shame.
آنها بدون هیچ گونه شرمی، اشتباهات خود را پشت سر گذاشتند.
she brazened her confidence during the presentation.
او در طول ارائه، اعتماد به نفس خود را نشان داد.
he brazened out the awkward situation with humor.
او با طنز، موقعیت ناخوشایند را پشت سر گذاشت.
the politician brazened his way through the scandal.
سیاستمدار با وجود رسوایی، با جسارت از آن عبور کرد.
she brazened her way into the conversation.
او با جسارت وارد گفتگو شد.
they brazened their actions, ignoring the rules.
آنها با نادیده گرفتن قوانین، اعمال خود را پشت سر گذاشتند.
he brazened his failure as a learning opportunity.
او شکست خود را به عنوان فرصتی برای یادگیری پشت سر گذاشت.
she brazened her way through the tough negotiations.
او با وجود مذاکرات سخت، با جسارت از آن عبور کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید