the breadlike texture of the crackers was unexpected.
بافت نان مانند بیسکویتها غیرمنتظره بود.
the cake had an unusual breadlike consistency.
کیک بافت غیرمعمولی نان مانند داشت.
the breadlike substance was surprisingly soft.
ماده نان مانند به طرز شگفت انگیزی نرم بود.
the dough formed a breadlike material when baked.
خمیر هنگام پخت به مادهای نان مانند تبدیل شد.
she described the pastry as breadlike but sweeter.
او شیرینی را نان مانند اما شیرینتر توصیف کرد.
the breadlike aroma filled the kitchen.
عطر نان مانند آشپزخانه را پر کرد.
the breadlike crumb was perfectly dense.
خمیر نان مانند به طور کامل متراکم بود.
the gluten-free alternative had a surprisingly breadlike quality.
جایگزین بدون گلوتن به طور غیرمنتظرهای کیفیت نان مانند داشت.
the breadlike crust was golden and crispy.
پوست نان مانند طلایی و ترد بود.
the mixture produced a breadlike result.
مخلوط نتیجهای نان مانند به دست آورد.
some cultures eat breadlike flatbreads with every meal.
برخی از فرهنگها نانهای مسطح نان مانند را با هر وعده غذایی میخورند.
the breadlike dumplings were steamed to perfection.
دلمه های نان مانند به طور کامل بخارپز شدند.
the batter created a breadlike pancake.
خمیر یک پنکیک نان مانند درست کرد.
the breadlike texture of the crackers was unexpected.
بافت نان مانند بیسکویتها غیرمنتظره بود.
the cake had an unusual breadlike consistency.
کیک بافت غیرمعمولی نان مانند داشت.
the breadlike substance was surprisingly soft.
ماده نان مانند به طرز شگفت انگیزی نرم بود.
the dough formed a breadlike material when baked.
خمیر هنگام پخت به مادهای نان مانند تبدیل شد.
she described the pastry as breadlike but sweeter.
او شیرینی را نان مانند اما شیرینتر توصیف کرد.
the breadlike aroma filled the kitchen.
عطر نان مانند آشپزخانه را پر کرد.
the breadlike crumb was perfectly dense.
خمیر نان مانند به طور کامل متراکم بود.
the gluten-free alternative had a surprisingly breadlike quality.
جایگزین بدون گلوتن به طور غیرمنتظرهای کیفیت نان مانند داشت.
the breadlike crust was golden and crispy.
پوست نان مانند طلایی و ترد بود.
the mixture produced a breadlike result.
مخلوط نتیجهای نان مانند به دست آورد.
some cultures eat breadlike flatbreads with every meal.
برخی از فرهنگها نانهای مسطح نان مانند را با هر وعده غذایی میخورند.
the breadlike dumplings were steamed to perfection.
دلمه های نان مانند به طور کامل بخارپز شدند.
the batter created a breadlike pancake.
خمیر یک پنکیک نان مانند درست کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید