budge

[ایالات متحده]/bʌdʒ/
[بریتانیا]/bʌdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. به آرامی حرکت کردن یا تغییر نظر دادن؛ تسلیم شدن
n. پشم با پشم در بیرون از پوست گوسفند
adj. تزئین شده با پوست گوسفند؛ متظاهر، متکبر؛ جدی.
Word Forms
زمان گذشتهbudged
صفت یا فعل حال استمراریbudging
قسمت سوم فعلbudged
شکل سوم شخص مفردbudges
جمعbudges

عبارات و ترکیب‌ها

budge an inch

حتی یک وجب هم تکان نخورد

cannot budge

نمی‌تواند تکان بخورد

refuse to budge

امکان ندارد تکان بخورد

جملات نمونه

won't budge an inch.

حتی یک وجب هم کنار نمی آید.

The car won't budge an inch.

ماشین حتی یک وجب هم کنار نمی آید.

I can't budge him.

نمی توانم او را کنار بیاورم.

Money can't budge me.

پول نمی تواند مرا کنار بیاورد.

I can't budge this rock.

نمی توانم این سنگ را کنار بیاورم.

budge up, boys, make room for your uncle.

بجنبید، پسرها، برای عموی خود جا باز کنید.

She won’t budge from her opinions.

او از نظرات خود کنار نمی آید.

We tried to negotiate a lower price but they wouldn’t budge an inch.

سعی کردیم قیمت پایین تری را مذاکره کنیم اما آنها حتی یک وجب هم کنار نمی آمدند.

and since, pull as I liked, I could not budge the downhaul; that was the extent of what I could accomplish.

و از آنجایی که، با هر کششی که دوست داشتم، نمی توانستم سنسل را کنار بیاورم؛ این حد توانایی من بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید