bulling

[ایالات متحده]/ˈbʊlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbʌlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل قرار دادن مواد منفجره در شکاف‌های سنگ برای خرد کردن آن یا حذف سنگ با انفجار.

عبارات و ترکیب‌ها

bulling behavior

رفتار زورگیری

bulling tactics

تاکتیک‌های زورگیری

bulling prevention

جلوگیری از زورگیری

bulling victim

قربانی زورگیری

bulling intervention

مداخله در مورد زورگیری

bulling policy

سیاست مبارزه با زورگیری

bulling report

گزارش زورگیری

bulling awareness

آگاهی در مورد زورگیری

bulling support

حمایت از قربانیان زورگیری

bulling incident

واقعه زورگیری

جملات نمونه

bullying can have serious effects on mental health.

خشونت همسالان می‌تواند اثرات جدی بر سلامت روان داشته باشد.

schools should implement anti-bullying programs.

مدارس باید برنامه‌های ضد زورگیری اجرا کنند.

many victims of bullying feel isolated and alone.

بسیاری از قربانیان زورگیری احساس انزوا و تنهایی می‌کنند.

it's important to speak up against bullying.

مهم است که در برابر زورگیری صحبت کنید.

bullying can occur in various forms, including verbal and physical.

زورگیری می‌تواند به شکل‌های مختلف رخ دهد، از جمله کلامی و فیزیکی.

parents should educate their children about the consequences of bullying.

والدین باید به فرزندان خود در مورد عواقب زورگیری آموزش دهند.

bullying often stems from a lack of empathy.

زورگیری اغلب از فقدان همدلی ناشی می‌شود.

support groups can help victims of bullying recover.

گروه‌های حمایتی می‌توانند به قربانیان زورگیری کمک کنند تا بهبود یابند.

teachers play a crucial role in preventing bullying in schools.

معلمان نقش مهمی در پیشگیری از زورگیری در مدارس ایفا می‌کنند.

reporting bullying incidents is essential for creating a safe environment.

گزارش حوادث زورگیری برای ایجاد یک محیط امن ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید