bunked off
غایب شد
bunked down
خوابید
bunked together
با هم بودند
bunked in
در پناهگاه بودند
bunked out
بیرون رفتند
bunked around
اینجا و آنجا بودند
bunked up
با هم بودند
bunked away
دور شدند
bunked with
با ... بودند
bunked out of
بیرون رفتند از
we bunked at a friend's house during the vacation.
ما در طول تعطیلات در خانه یک دوست اقامت کردیم.
they bunked together to save on accommodation costs.
آنها برای صرفه جویی در هزینه اقامت با هم اقامت کردند.
after the party, we bunked in the living room.
بعد از مهمانی، ما در اتاق نشیمن اقامت کردیم.
she bunked with her cousin for the summer.
او برای تابستان با پسر عموی خود اقامت کرد.
we bunked on the floor with sleeping bags.
ما با کیسه خواب روی زمین اقامت کردیم.
he bunked off school to go to the concert.
او برای رفتن به کنسرت از مدرسه فرار کرد.
they bunked in a tent during the camping trip.
آنها در طول سفر کمپینگ در یک چادر اقامت کردند.
we bunked at a hostel to meet new people.
ما برای ملاقات با افراد جدید در یک هاستل اقامت کردیم.
she bunked in her friend's room instead of going home.
او به جای رفتن به خانه در اتاق دوستش اقامت کرد.
he often bunked with his teammates during tournaments.
او اغلب در طول مسابقات با هم تیمی های خود اقامت می کرد.
bunked off
غایب شد
bunked down
خوابید
bunked together
با هم بودند
bunked in
در پناهگاه بودند
bunked out
بیرون رفتند
bunked around
اینجا و آنجا بودند
bunked up
با هم بودند
bunked away
دور شدند
bunked with
با ... بودند
bunked out of
بیرون رفتند از
we bunked at a friend's house during the vacation.
ما در طول تعطیلات در خانه یک دوست اقامت کردیم.
they bunked together to save on accommodation costs.
آنها برای صرفه جویی در هزینه اقامت با هم اقامت کردند.
after the party, we bunked in the living room.
بعد از مهمانی، ما در اتاق نشیمن اقامت کردیم.
she bunked with her cousin for the summer.
او برای تابستان با پسر عموی خود اقامت کرد.
we bunked on the floor with sleeping bags.
ما با کیسه خواب روی زمین اقامت کردیم.
he bunked off school to go to the concert.
او برای رفتن به کنسرت از مدرسه فرار کرد.
they bunked in a tent during the camping trip.
آنها در طول سفر کمپینگ در یک چادر اقامت کردند.
we bunked at a hostel to meet new people.
ما برای ملاقات با افراد جدید در یک هاستل اقامت کردیم.
she bunked in her friend's room instead of going home.
او به جای رفتن به خانه در اتاق دوستش اقامت کرد.
he often bunked with his teammates during tournaments.
او اغلب در طول مسابقات با هم تیمی های خود اقامت می کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید