bunked

[ایالات متحده]/bʌŋkt/
[بریتانیا]/ˈbʌŋkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته نقلی 'bunk' (خوابیدن در تخت خواب دو طبقه، دراز کشیدن)؛ دروغ گفتن یا مزخرف گفتن

عبارات و ترکیب‌ها

bunked off

غایب شد

bunked down

خوابید

bunked together

با هم بودند

bunked in

در پناهگاه بودند

bunked out

بیرون رفتند

bunked around

اینجا و آنجا بودند

bunked up

با هم بودند

bunked away

دور شدند

bunked with

با ... بودند

bunked out of

بیرون رفتند از

جملات نمونه

we bunked at a friend's house during the vacation.

ما در طول تعطیلات در خانه یک دوست اقامت کردیم.

they bunked together to save on accommodation costs.

آنها برای صرفه جویی در هزینه اقامت با هم اقامت کردند.

after the party, we bunked in the living room.

بعد از مهمانی، ما در اتاق نشیمن اقامت کردیم.

she bunked with her cousin for the summer.

او برای تابستان با پسر عموی خود اقامت کرد.

we bunked on the floor with sleeping bags.

ما با کیسه خواب روی زمین اقامت کردیم.

he bunked off school to go to the concert.

او برای رفتن به کنسرت از مدرسه فرار کرد.

they bunked in a tent during the camping trip.

آنها در طول سفر کمپینگ در یک چادر اقامت کردند.

we bunked at a hostel to meet new people.

ما برای ملاقات با افراد جدید در یک هاستل اقامت کردیم.

she bunked in her friend's room instead of going home.

او به جای رفتن به خانه در اتاق دوستش اقامت کرد.

he often bunked with his teammates during tournaments.

او اغلب در طول مسابقات با هم تیمی های خود اقامت می کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید