buttonhook

[ایالات متحده]/[ˈbʌtnhʊk]/
[بریتانیا]/[ˈbʌtnhʊk]/

ترجمه

n. ابزاری برای محکم کردن دکمه‌ها؛ یک چکش کوچک روی دکمه که برای محکم کردن استفاده می‌شود.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

buttonhook catch

گیره دکمه

buttonhook closure

بسته‌بندی گیره دکمه

buttonhook loop

حلقه گیره دکمه

buttonhook design

طراحی گیره دکمه

buttonhook style

سبک گیره دکمه

buttonhook detail

جزئیات گیره دکمه

buttonhook fastener

چکمه گیره دکمه

buttonhook repair

repair گیره دکمه

buttonhook replacement

تبدیل گیره دکمه

buttonhook sewing

خیاطی گیره دکمه

جملات نمونه

he used a buttonhook to repair the antique coat.

او از یک چکش دکمه‌ای برای تعمیر کت باستانی استفاده کرد.

the tailor recommended a sturdy buttonhook for sewing.

خیاط یک چکش دکمه‌ای محکم را برای خیاطی توصیه کرد.

she carefully inserted the button with a buttonhook.

او با یک چکش دکمه‌ای به دقت دکمه را داخل کرد.

a buttonhook is a useful tool for garment care.

چکش دکمه‌ای یک ابزار مفید برای نگهداری لباس‌ها است.

he bought a buttonhook at the haberdashery shop.

او یک چکش دکمه‌ای را از فروشگاه چکش‌های دکمه‌ای خرید.

the buttonhook helped her fasten the tricky button.

چکش دکمه‌ای به او کمک کرد تا دکمه پیچیده را ببندد.

keep a buttonhook handy for quick button replacements.

یک چکش دکمه‌ای را در دسترس داشته باشید برای جایگزینی سریع دکمه‌ها.

she stored her buttonhook in the sewing kit.

او چکش دکمه‌ای خود را در کیت خیاطی خود نگهداری کرد.

the vintage buttonhook was a family heirloom.

چکش دکمه‌ای گذشته‌زیبا یک اثر از گذشته خانواده بود.

he demonstrated how to use a buttonhook effectively.

او نشان داد که چگونه به طور موثر یک چکش دکمه‌ای را استفاده کنید.

a broken buttonhook rendered the coat unwearable.

یک چکش دکمه‌ای معیوب باعث شد که کت قابل پوشیدن نباشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید