| جمع | buttonhooks |
buttonhook catch
گیره دکمه
buttonhook closure
بستهبندی گیره دکمه
buttonhook loop
حلقه گیره دکمه
buttonhook design
طراحی گیره دکمه
buttonhook style
سبک گیره دکمه
buttonhook detail
جزئیات گیره دکمه
buttonhook fastener
چکمه گیره دکمه
buttonhook repair
repair گیره دکمه
buttonhook replacement
تبدیل گیره دکمه
buttonhook sewing
خیاطی گیره دکمه
he used a buttonhook to repair the antique coat.
او از یک چکش دکمهای برای تعمیر کت باستانی استفاده کرد.
the tailor recommended a sturdy buttonhook for sewing.
خیاط یک چکش دکمهای محکم را برای خیاطی توصیه کرد.
she carefully inserted the button with a buttonhook.
او با یک چکش دکمهای به دقت دکمه را داخل کرد.
a buttonhook is a useful tool for garment care.
چکش دکمهای یک ابزار مفید برای نگهداری لباسها است.
he bought a buttonhook at the haberdashery shop.
او یک چکش دکمهای را از فروشگاه چکشهای دکمهای خرید.
the buttonhook helped her fasten the tricky button.
چکش دکمهای به او کمک کرد تا دکمه پیچیده را ببندد.
keep a buttonhook handy for quick button replacements.
یک چکش دکمهای را در دسترس داشته باشید برای جایگزینی سریع دکمهها.
she stored her buttonhook in the sewing kit.
او چکش دکمهای خود را در کیت خیاطی خود نگهداری کرد.
the vintage buttonhook was a family heirloom.
چکش دکمهای گذشتهزیبا یک اثر از گذشته خانواده بود.
he demonstrated how to use a buttonhook effectively.
او نشان داد که چگونه به طور موثر یک چکش دکمهای را استفاده کنید.
a broken buttonhook rendered the coat unwearable.
یک چکش دکمهای معیوب باعث شد که کت قابل پوشیدن نباشد.
buttonhook catch
گیره دکمه
buttonhook closure
بستهبندی گیره دکمه
buttonhook loop
حلقه گیره دکمه
buttonhook design
طراحی گیره دکمه
buttonhook style
سبک گیره دکمه
buttonhook detail
جزئیات گیره دکمه
buttonhook fastener
چکمه گیره دکمه
buttonhook repair
repair گیره دکمه
buttonhook replacement
تبدیل گیره دکمه
buttonhook sewing
خیاطی گیره دکمه
he used a buttonhook to repair the antique coat.
او از یک چکش دکمهای برای تعمیر کت باستانی استفاده کرد.
the tailor recommended a sturdy buttonhook for sewing.
خیاط یک چکش دکمهای محکم را برای خیاطی توصیه کرد.
she carefully inserted the button with a buttonhook.
او با یک چکش دکمهای به دقت دکمه را داخل کرد.
a buttonhook is a useful tool for garment care.
چکش دکمهای یک ابزار مفید برای نگهداری لباسها است.
he bought a buttonhook at the haberdashery shop.
او یک چکش دکمهای را از فروشگاه چکشهای دکمهای خرید.
the buttonhook helped her fasten the tricky button.
چکش دکمهای به او کمک کرد تا دکمه پیچیده را ببندد.
keep a buttonhook handy for quick button replacements.
یک چکش دکمهای را در دسترس داشته باشید برای جایگزینی سریع دکمهها.
she stored her buttonhook in the sewing kit.
او چکش دکمهای خود را در کیت خیاطی خود نگهداری کرد.
the vintage buttonhook was a family heirloom.
چکش دکمهای گذشتهزیبا یک اثر از گذشته خانواده بود.
he demonstrated how to use a buttonhook effectively.
او نشان داد که چگونه به طور موثر یک چکش دکمهای را استفاده کنید.
a broken buttonhook rendered the coat unwearable.
یک چکش دکمهای معیوب باعث شد که کت قابل پوشیدن نباشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید