caboose

[ایالات متحده]/ˈkæbuːs/
[بریتانیا]/ˈkæbuːs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خودرویی در قطار باری که برای اسکان خدمه یا نگهداری تجهیزات استفاده می‌شود؛ آخرین بخش یک قطار.
Word Forms
جمعcabooses

عبارات و ترکیب‌ها

caboose train

قطار کابوز

caboose car

واگن کابوز

caboose ride

سوار شدن در کابوز

caboose party

جشن کابوز

caboose view

نمای کابوز

caboose stop

ایستگاه کابوز

caboose section

بخش کابوز

caboose fun

سرگرمی کابوز

caboose crew

خدمه کابوز

caboose adventure

ماجراجویی کابوز

جملات نمونه

the caboose is the last car on the train.

واگن آخر قطار واگن باری است.

they painted the caboose bright red.

آنها واگن باری را به رنگ قرمز روشن نقاشی کردند.

children love to play in the old caboose.

بچه ها عاشق بازی در واگن باری قدیمی هستند.

the conductor waved from the caboose.

سرویس دهنده از واگن باری دست تکان داد.

we took a tour of the vintage caboose.

ما یک تور از واگن باری قدیمی دیدیم.

in the past, the caboose served as a crew quarters.

در گذشته، واگن باری به عنوان محل استراحت خدمه عمل می کرد.

the caboose has a unique design compared to other train cars.

طراحی واگن باری در مقایسه با سایر واگن ها منحصر به فرد است.

he loves to photograph the colorful caboose.

او عاشق عکاسی از واگن باری رنگارنگ است.

they converted the old caboose into a cozy cabin.

آنها واگن باری قدیمی را به یک کلبه دنج تبدیل کردند.

the caboose is often used for storage on freight trains.

واگن باری اغلب برای نگهداری در قطارهای باری استفاده می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید