capablenesses

[ایالات متحده]/kəˈpeɪblənsiz/
[بریتانیا]/kəˈpɛblənˌsiz/

ترجمه

n. حالت یا کیفیت قابلیت داشتن؛ توانایی‌ها یا مهارت‌ها.

عبارات و ترکیب‌ها

capablenesses assessment

ارزیابی قابلیت‌ها

capablenesses evaluation

ارزیابی توانمندی‌ها

capablenesses development

توسعه قابلیت‌ها

capablenesses enhancement

بهبود قابلیت‌ها

capablenesses analysis

تجزیه و تحلیل قابلیت‌ها

capablenesses improvement

بهبود توانمندی‌ها

capablenesses training

آموزش قابلیت‌ها

capablenesses optimization

بهینه‌سازی قابلیت‌ها

capablenesses mapping

نگاشت قابلیت‌ها

capablenesses framework

چارچوب قابلیت‌ها

جملات نمونه

her capablenesses in project management are impressive.

توانایی‌های او در مدیریت پروژه بسیار چشمگیر است.

we need to assess the capablenesses of each team member.

ما باید توانایی‌های هر یک از اعضای تیم را ارزیابی کنیم.

his capablenesses allow him to adapt to any situation.

توانایی‌های او به او اجازه می‌دهد تا با هر شرایطی سازگار شود.

the training program enhances the capablenesses of employees.

برنامه آموزشی باعث افزایش توانایی‌های کارکنان می‌شود.

understanding their capablenesses helps in task allocation.

درک توانایی‌های آنها به تخصیص وظایف کمک می‌کند.

she demonstrated her capablenesses during the presentation.

او توانایی‌های خود را در طول ارائه به نمایش گذاشت.

his capablenesses in negotiation are well-known.

توانایی‌های او در مذاکره به خوبی شناخته شده است.

we should leverage the capablenesses of our diverse team.

ما باید از توانایی‌های تیم متنوع خود استفاده کنیم.

the manager recognized the capablenesses of each employee.

مدیر از توانایی‌های هر کارمند قدردانی کرد.

developing capablenesses is essential for career growth.

توسعه توانایی‌ها برای پیشرفت شغلی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید