capriole

[ایالات متحده]/ˈkæpriˌoʊl/
[بریتانیا]/kap-rə-ˌōl/

ترجمه

n. یک پرش یا جهش، به ویژه یک پرش زنده؛ یک حرکت زیبا از بدن یا اندام‌ها
v. یک کاپریول بسازد؛ به طور زیبا پرش یا جهش کند
Word Forms
شکل سوم شخص مفردcaprioles
جمعcaprioles
صفت یا فعل حال استمراریcaprioling
زمان گذشتهcaprioled
قسمت سوم فعلcaprioled

عبارات و ترکیب‌ها

high capriole

capriole بلند

capriole jump

پرش Capriole

perform capriole

اجرای Capriole

capriole movement

حرکت Capriole

execute capriole

اجرای Capriole

capriole technique

تکنیک Capriole

capriole exercise

تمرین Capriole

master capriole

تسلط بر Capriole

capriole skill

مهارت Capriole

capriole routine

برنامه Capriole

جملات نمونه

the horse performed a beautiful capriole during the show.

اسب در طول نمایش یک کاپریول زیبا اجرا کرد.

she was amazed by the capriole's elegance.

او تحت تأثیر ظرافت کاپریول قرار گرفت.

the rider trained for months to perfect the capriole.

سوار برای کامل کردن کاپریول ماه ها تمرین کرد.

caprioles are often seen in classical dressage.

کاپریول ها اغلب در درساژ کلاسیک دیده می شوند.

he admired the capriole as a display of skill.

او کاپریول را به عنوان یک نمایش مهارت تحسین کرد.

the capriole requires a strong bond between horse and rider.

کاپریول به یک پیوند قوی بین اسب و سوار نیاز دارد.

the crowd cheered when the horse executed a perfect capriole.

وقتی اسب یک کاپریول عالی اجرا کرد، جمعیت تشویق کردند.

learning the capriole can take years of practice.

یادگیری کاپریول ممکن است سال ها تمرین طول بکشد.

she captured the moment of the capriole in her painting.

او لحظه کاپریول را در نقاشی خود به تصویر کشید.

the trainer emphasized the importance of timing in the capriole.

مربی بر اهمیت زمان بندی در کاپریول تاکید کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید