captious

[ایالات متحده]/ˈkæpʃəs/
[بریتانیا]/kap-shuhs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تمایل به پیدا کردن اشکالات یا ایجاد اعتراضات جزئی؛ به طور مفرط انتقادی.؛ تمایل به مطرح کردن استدلال‌های بی‌محتوا یا نامربوط.

عبارات و ترکیب‌ها

captious remarks

اظهارات ناقض

captious criticism

انتقادهای ناقض

captious attitude

نگاهگاه ناقض

captious nature

طبع ناقض

captious comments

نظرات ناقض

captious observer

ناظر ناقض

captious analysis

تجزیه و تحلیل ناقض

captious questions

سوالات ناقض

captious debate

بحث و جدل ناقض

captious feedback

بازخورد ناقض

جملات نمونه

his captious remarks made it difficult to have a constructive discussion.

اظهارات انتقادآمیز او باعث شد برقراری یک بحث سازنده دشوار شود.

she has a captious nature, always finding fault in others.

او طبیعتی انتقادجو دارد و همیشه در دیگران اشتباه پیدا می‌کند.

many critics are captious, focusing on minor flaws rather than the overall quality.

بسیاری از منتقدان انتقادجو هستند و بر روی نقص‌های جزئی تمرکز می‌کنند، نه کیفیت کلی.

his captious attitude alienated his friends.

حرف‌های انتقادآمیزش دوستانش را از او دور کرد.

in a captious environment, creativity often suffers.

در محیطی انتقادجو، خلاقیت اغلب آسیب می‌بیند.

the captious nature of the debate led to frustration among participants.

طبیعت انتقادآمیز بحث باعث ناامیدی در بین شرکت‌کنندگان شد.

being captious can hinder effective communication.

انتقادآمیز بودن می‌تواند ارتباط موثر را مختل کند.

her captious comments were not well received by the team.

نظرات انتقادآمیزش توسط تیم به خوبی پذیرفته نشد.

he tends to be captious when reviewing others' work.

او معمولاً هنگام بررسی کارهای دیگران انتقادآمیز است.

captious criticism can discourage new ideas from emerging.

انتقاد انتقادآمیز می‌تواند از ظهور ایده‌های جدید جلوگیری کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید