caracole

[ایالات متحده]/ˈkærəˌkoʊl/
[بریتانیا]/kar-ə-kohl/

ترجمه

v. نیم دور یا پیروت انجام دادن؛ یک پرش نیم دور انجام دادن (به ویژه توسط سوارکار)؛ (یک اسب را) وادار کردن که کاراکول انجام دهد
n. پله‌گردان مارپیچ
Word Forms
زمان گذشتهcaracoled
قسمت سوم فعلcaracoled

عبارات و ترکیب‌ها

caracole turn

چرخش کاراکول

caracole movement

حرکت کاراکول

caracole maneuver

مانور کاراکول

caracole step

قدم کاراکول

caracole dance

رقص کاراکول

caracole action

عمل کاراکول

caracole style

سبک کاراکول

caracole technique

تکنیک کاراکول

caracole ride

سوارکاری کاراکول

caracole position

موقعیت کاراکول

جملات نمونه

the horse began to caracole gracefully in the arena.

اسب شروع به کاراکوله کردن با ظرافت در میدان کرد.

she asked her horse to caracole during the dressage competition.

او از اسبش خواست در مسابقه درساژ کاراکوله کند.

as the rider commanded, the steed started to caracole.

همانطور که سوار دستور داد، اسب شروع به کاراکوله کرد.

they practiced the caracole to impress the judges.

آنها برای تحت تاثیر قرار دادن داوران، کاراکوله را تمرین کردند.

the caracole showcased the horse's agility and training.

کاراکوله چابکی و آموزش اسب را نشان داد.

during the parade, the horses would caracole to entertain the crowd.

در طول رژه، اسب‌ها برای سرگرمی جمعیت کاراکوله می‌کردند.

learning to caracole takes time and patience.

یادگیری کاراکوله زمان و صبر می‌برد.

the instructor demonstrated how to caracole effectively.

مربی نحوه کاراکوله موثر را نشان داد.

caracole is a skill that requires precision and control.

کاراکوله مهارتی است که نیاز به دقت و کنترل دارد.

he admired the way the horse could caracole on command.

او تحسین کرد که اسب چگونه طبق دستور، کاراکوله می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید