carked

[ایالات متحده]/kɑːrkt/
[بریتانیا]/kɑːrd/

ترجمه

v باعث نگرانی یا ناراحتی شدن
v نگران یا ناراحت بودن
n نگرانی یا ناراحتی

عبارات و ترکیب‌ها

carked it

از کار افتاد

carked out

از کار افتاد

carked up

به بالا رفتن

carked away

دور شد

carked off

خاموش شد

carked down

به پایین آمد

carked beyond

فراتر از

carked for

برای

carked during

در طول

carked before

قبل از

جملات نمونه

he carked under the pressure of the deadline.

او تحت فشار مهلت ضربه خورد.

the constant worry carked her spirit.

نگرانی مداوم روح او را تضعیف کرد.

years of hard work carked his health.

سال‌ها کار سخت سلامتی او را از بین برد.

she carked at the thought of failing.

او با فکر شکست خوردن دچار مشکل شد.

the stress of the job carked him.

استرس شغل او را تحت تاثیر قرار داد.

worrying too much can cark your mind.

نگرانی بیش از حد می‌تواند ذهن شما را تحت تاثیر قرار دهد.

he felt carked after the long meeting.

او بعد از جلسه طولانی احساس خستگی کرد.

the burden of debt carked her daily life.

بار بدهی زندگی روزمره او را تحت تاثیر قرار داد.

she carked over the loss of her friend.

او بر اثر از دست دادن دوستش دچار ناراحتی شد.

the relentless demands of work carked his enthusiasm.

الزامات بی‌وقفه کار شور و اشتیاق او را از بین برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید