carnally inclined
مشتاق جنسی
carnally aware
آگاه از امیال جنسی
carnally driven
تحت تأثیر امیال جنسی
carnally motivated
دارای انگیزه جنسی
carnally obsessed
وسواس جنسی
carnally charged
پر از اشتیاق جنسی
carnally engaged
درگیر جنسی
carnally connected
متصل به امیال جنسی
carnally fulfilled
ارضای جنسی
carnally expressed
بیان جنسی
they were drawn to each other carnally.
آنها به شكلي جسماني به يكديگر جذب شدند.
she expressed her feelings carnally.
او احساسات خود را به شكلي جسماني بيان كرد.
he looked at her carnally, his desires evident.
او با نگاهي جسماني به او نگاه كرد، ميلش كاملاً آشكار بود.
the novel explores relationships that are carnally intense.
در اين رمان، روابطي كه به شكلي جسماني بسيار قوي هستند، مورد كاوش قرار گرفتهاند.
they connected carnally, igniting a passionate affair.
آنها به شكلي جسماني ارتباط برقرار كردند و يك ماجراي پرشور را آغاز كردند.
his thoughts were often carnally driven.
فكرهایش اغلب تحت تأثیر جسمانی بودن قرار می گرفت.
she craved him carnally, unable to resist.
او او را به شكلي جسماني مي خواست و نتوانست مقاومت كند.
their bond was both emotionally and carnally fulfilling.
ارتباط آنها هم از نظر احساسي و هم از نظر جسماني رضايت بخش بود.
he approached her with a carnally charged energy.
او با انرژی جسمانی به او نزدیک شد.
she was aware of the carnally charged atmosphere.
او از فضاي پر از ميل جسماني آگاه بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید