catagory

[ایالات متحده]/ˈkætəɡəri/
[بریتانیا]/ˈkætəɡɔːri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کلاس؛ گروهی از چیزهایی با ویژگی‌های مشترک (اشتباه تایپی از category)
شکل‌های واژه

جملات نمونه

this book falls into the mystery category.

این کتاب در دسته بندی راز و اسرار قرار می گیرد.

the company operates in several business categories.

این شرکت در چند دسته بندی کسب و کار فعالیت می کند.

we need to categorize this item in the appropriate category.

ما نیاز داریم این مورد را در دسته بندی مناسب دسته بندی کنیم.

the award recognizes achievements in each category.

این جایزه دستاورد هر دسته بندی را شناخته می کند.

students were divided into different age categories.

دانش آموزان به دسته بندی های سنی مختلف تقسیم شدند.

the store offers a wide category of products.

این فروشگاه گسترده ای از دسته بندی محصولات ارائه می دهد.

please select a category from the menu.

لطفاً یک دسته بندی را از منو انتخاب کنید.

the competition has multiple categories including beginners.

این مسابقه دارای چند دسته بندی از جمله مبتدیان است.

each category has its own set of rules.

هر دسته بندی مجموعه ای خاصی از قوانین دارد.

this research focuses on a specific category of diseases.

این تحقیق روی یک دسته بندی خاصی از بیماری ها متمرکز است.

the museum features exhibits from various art categories.

این موزه نمایشگاه هایی از دسته بندی های مختلف هنر را ارائه می دهد.

new products are added to our product category regularly.

محصولات جدید به طور منظم به دسته بندی محصولات ما اضافه می شوند.

she won first prize in the poetry category.

او در دسته بندی شعر جایزه اول را کسب کرد.

the restaurant menu includes a vegetarian category.

منوی رستوران شامل یک دسته بندی گیاهی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید