cesser of peace
متوقف کننده صلح
cesser of rights
متوقف کننده حقوق
cesser of duties
متوقف کننده وظایف
cesser of service
متوقف کننده خدمات
cesser of operations
متوقف کننده عملیات
cesser of functions
متوقف کننده توابع
cesser of activities
متوقف کننده فعالیتها
cesser of employment
متوقف کننده استخدام
cesser of contracts
متوقف کننده قراردادها
cesser of negotiations
متوقف کننده مذاکرات
he decided to cesser his studies to pursue a career.
او تصمیم گرفت تحصیلات خود را متوقف کند تا به دنبال یک شغل باشد.
after careful consideration, she chose to cesser her involvement in the project.
پس از بررسی دقیق، او تصمیم گرفت مشارکت خود را در پروژه متوقف کند.
they had to cesser operations due to financial difficulties.
آنها مجبور شدند به دلیل مشکلات مالی فعالیت خود را متوقف کنند.
the company will cesser production of the outdated model.
شرکت تولید مدل قدیمی را متوقف خواهد کرد.
he was forced to cesser his subscription to the magazine.
او مجبور شد اشتراک خود را در مجله لغو کند.
she decided to cesser her membership in the club.
او تصمیم گرفت عضویت خود را در باشگاه لغو کند.
due to health issues, he had to cesser his participation in sports.
به دلیل مشکلات سلامتی، او مجبور شد حضور خود را در ورزش متوقف کند.
they agreed to cesser negotiations until further notice.
آنها با این توافق به تعویق انداختن مذاکرات تا اطلاع ثانوی موافقت کردند.
the artist chose to cesser creating new works for a while.
هنرمند تصمیم گرفت مدتی از خلق آثار جدید خودداری کند.
after the accident, he had to cesser driving for a few months.
پس از حادثه، او مجبور شد مدتی رانندگی نکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید