cesser

[ایالات متحده]/ˈsɛsər/
[بریتانیا]/ˈses.ər/

ترجمه

n. پایان یا خاتمه یک دوره، تعهد یا مسئولیت؛ بی‌توجهی یا عدم اقدام مناسب؛ توقف یا خاتمه.

عبارات و ترکیب‌ها

cesser of peace

متوقف کننده صلح

cesser of rights

متوقف کننده حقوق

cesser of duties

متوقف کننده وظایف

cesser of service

متوقف کننده خدمات

cesser of operations

متوقف کننده عملیات

cesser of functions

متوقف کننده توابع

cesser of activities

متوقف کننده فعالیت‌ها

cesser of employment

متوقف کننده استخدام

cesser of contracts

متوقف کننده قراردادها

cesser of negotiations

متوقف کننده مذاکرات

جملات نمونه

he decided to cesser his studies to pursue a career.

او تصمیم گرفت تحصیلات خود را متوقف کند تا به دنبال یک شغل باشد.

after careful consideration, she chose to cesser her involvement in the project.

پس از بررسی دقیق، او تصمیم گرفت مشارکت خود را در پروژه متوقف کند.

they had to cesser operations due to financial difficulties.

آنها مجبور شدند به دلیل مشکلات مالی فعالیت خود را متوقف کنند.

the company will cesser production of the outdated model.

شرکت تولید مدل قدیمی را متوقف خواهد کرد.

he was forced to cesser his subscription to the magazine.

او مجبور شد اشتراک خود را در مجله لغو کند.

she decided to cesser her membership in the club.

او تصمیم گرفت عضویت خود را در باشگاه لغو کند.

due to health issues, he had to cesser his participation in sports.

به دلیل مشکلات سلامتی، او مجبور شد حضور خود را در ورزش متوقف کند.

they agreed to cesser negotiations until further notice.

آنها با این توافق به تعویق انداختن مذاکرات تا اطلاع ثانوی موافقت کردند.

the artist chose to cesser creating new works for a while.

هنرمند تصمیم گرفت مدتی از خلق آثار جدید خودداری کند.

after the accident, he had to cesser driving for a few months.

پس از حادثه، او مجبور شد مدتی رانندگی نکند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید