chaotically

[ایالات متحده]/[ˈtʃɑː.tɪ.kli]/
[بریتانیا]/[ˈtʃɑː.tɪ.kli]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای آشفته؛ بدون نظم یا روش؛ به‌طور تصادفی و غیرقابل پیش‌بینی؛ به گونه‌ای که سازمان‌یافته یا گیج‌کننده نباشد.

عبارات و ترکیب‌ها

chaotically organized

به‌هم‌ریختگی سازمان‌یافته

chaotically loud

به‌هم‌ریختگی بلند

chaotically moving

به‌هم‌ریختگی در حال حرکت

chaotically arranged

به‌هم‌ریختگی مرتب‌شده

chaotically beautiful

به‌هم‌ریختگی زیبا

chaotically changing

به‌هم‌ریختگی در حال تغییر

chaotically mixed

به‌هم‌ریختگی مخلوط‌شده

chaotically flowing

به‌هم‌ریختگی در حال جریان

chaotically working

به‌هم‌ریختگی در حال کار کردن

chaotically scattered

به‌هم‌ریختگی پراکنده

جملات نمونه

the children played chaotically in the park, scattering toys everywhere.

کودکان به‌طور آشفته‌ای در پارک بازی می‌کردند و اسباب‌بازی‌ها را همه جا پخش می‌کردند.

the meeting proceeded chaotically, with multiple people talking at once.

جلسه به‌طور آشفته‌ای پیش رفت، با اینکه افراد زیادی همزمان صحبت می‌کردند.

the kitchen was chaotically messy after the baking marathon.

آشپزخانه بعد از ماراتن پخت‌وپز به‌طور آشفته‌ای به‌هم ریخته بود.

the data was organized chaotically, making analysis difficult.

داده‌ها به‌طور آشفته‌ای سازماندهی شده بودند و تحلیل آن‌ها را دشوار می‌کرد.

the traffic flowed chaotically due to the unexpected road closure.

ترافیک به‌دلیل بسته شدن غیرمنتظره جاده به‌طور آشفته‌ای جریان داشت.

the artist’s studio was chaotically filled with paints and canvases.

اتلیه هنرمند به‌طور آشفته‌ای با رنگ‌ها و بوم‌ها پر شده بود.

the crowd moved chaotically towards the stage, eager to see the band.

جمعیت به‌طور آشفته‌ای به‌سوی صحنه حرکت می‌کردند و برای دیدن گروه مشتاق بودند.

the code was written chaotically, making debugging a nightmare.

کد به‌طور آشفته‌ای نوشته شده بود و اشکال‌زدایی آن را به یک کابوس تبدیل می‌کرد.

the news reports described the scene chaotically, highlighting the confusion.

گزارش‌های خبری صحنه را به‌طور آشفته‌ای توصیف کردند و بر سردرگمی تأکید کردند.

the warehouse was chaotically stocked with a variety of goods.

انبار به‌طور آشفته‌ای با انواع کالاها پر شده بود.

the election results were chaotically contested, leading to legal challenges.

نتایج انتخابات به‌طور آشفته‌ای مورد اختلاف قرار گرفتند و منجر به چالش‌های قانونی شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید