chomped down
چب خورد
chomped away
چب خورد و دور شد
chomped loudly
با صدای بلند چب خورد
chomped hard
سخت چب خورد
chomped quickly
به سرعت چب خورد
chomped hungrily
با گرسنگی چب خورد
chomped on
چب خورد روی
chomped bits
چب خورد تکه ها
chomped snacks
چب خورد میان وعده ها
chomped treats
چب خورد تشویقی ها
the dog chomped on the bone happily.
سگ با خوشحالی به استخوان چبید.
she chomped down on the juicy apple.
او با لذت گاز زد سیب آبدار.
the kids chomped through their snacks quickly.
بچه ها به سرعت میان وعده های خود را چبیدند.
he chomped away at his sandwich during lunch.
او در زمان ناهار ساندویچ خود را چبید.
the horse chomped grass in the field.
اسب در مزرعه چمن را چبید.
she chomped her way through the popcorn at the movie.
او در طول فیلم پاپ کورن را چبید.
the alligator chomped its jaws loudly.
تمساح با صدای بلند چانه های خود را چبید.
he chomped on the chewy candy for a long time.
او برای مدت طولانی آب نبات جویدنی را چبید.
the children chomped on their pizza with delight.
بچه ها با خوشحالی پیتزا خود را چبیدند.
the rabbit chomped on the fresh carrots.
خرگوش هویج تازه را چبید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید