chronos

[ایالات متحده]/ˈkrəʊ.nəʊ/
[بریتانیا]/ˈkroʊ.noʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مزمن; پایدار

عبارات و ترکیب‌ها

chrono trigger

چراغ زمان

chrono shift

جابجایی زمانی

chrono data

اطلاعات زمانی

chrono analysis

تجزیه و تحلیل زمانی

chrono system

سیستم زمانی

chrono mode

حالت زمانی

chrono event

رویداد زمانی

chrono scale

مقیاس زمانی

chrono log

گزارش زمانی

chrono sequence

توالی زمانی

جملات نمونه

chrono triggers are essential for time management.

فعال‌سازی‌های زمانی برای مدیریت زمان ضروری هستند.

he used a chrono meter to track his running speed.

او از یک کرونومتر برای پیگیری سرعت دویدنش استفاده کرد.

chrono analysis helps in understanding historical events.

تجزیه و تحلیل زمانی به درک وقایع تاریخی کمک می کند.

the chrono system in the game enhances gameplay.

سیستم زمانی در بازی گیم‌پلی را بهبود می‌بخشد.

she enjoys reading books about chrono physics.

او از خواندن کتاب‌هایی در مورد فیزیک زمانی لذت می‌برد.

chrono synchronization is crucial for network operations.

همگام‌سازی زمانی برای عملیات شبکه بسیار مهم است.

they developed a chrono app for better scheduling.

آنها یک برنامه زمانی برای زمان‌بندی بهتر توسعه دادند.

understanding chrono dynamics can improve project management.

درک پویایی زمانی می‌تواند مدیریت پروژه را بهبود بخشد.

the chrono feature on my watch is very accurate.

ویژگی زمانی ساعت من بسیار دقیق است.

he set a chrono reminder for his meeting.

او یک یادآوری زمانی برای جلسه خود تنظیم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید