clammed

[ایالات متحده]/klæmd/
[بریتانیا]/klæmd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی مشارکت clam

عبارات و ترکیب‌ها

clammed up

منقبض شد

clammed tight

سفت و محکم بسته شد

clammed shut

بسته شد

clammed down

آرام شد

clammed away

دور شد

clammed together

در کنار هم بسته شد

clammed in

درون بسته شد

clammed out

بیرون بسته شد

clammed for

برای بستن

clammed against

در برابر بستن

جملات نمونه

she clamored for attention during the meeting.

او برای جلب توجه در طول جلسه اصرار داشت.

the children clamored to go to the amusement park.

کودکان برای رفتن به شهربازی اصرار داشتند.

fans clamored for tickets to the concert.

هواداران برای بلیط کنسرت اصرار داشتند.

the crowd clamored for the latest news.

مردم برای دریافت آخرین اخبار اصرار داشتند.

she clamored for a chance to speak.

او برای فرصتی برای صحبت کردن اصرار داشت.

he clamored to be included in the project.

او برای اینکه در پروژه گنجانده شود اصرار داشت.

the students clamored for more resources.

دانشجویان برای منابع بیشتر اصرار داشتند.

they clamored for a better solution to the problem.

آنها برای یافتن راه حلی بهتر برای مشکل اصرار داشتند.

the audience clamored for an encore.

تماشاگران برای اجرای دوباره اصرار داشتند.

she clamored for justice after the incident.

او پس از حادثه برای عدالت اصرار داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید