| جمع | clars |
gain clarity
پیدا کردن روشن فکری
clarify the situation
وضوح در موقعیت
we need to clarify our position on this issue.
باید موضع خود را در این مورد روشن کنیم.
could you please clarify the instructions?
لطفاً دستورالعملها را روشن کنید.
the result helped clarify the situation.
نتیجه به روشن شدن وضعیت کمک کرد.
this explanation should clarify things.
این توضیح باید چیزها را روشن کند.
she wrote to clarify the details of the contract.
او نوشت تا جزئیات قرارداد را روشن کند.
please clarify your reasoning.
لطفاً دلیل خود را روشن کنید.
the minister tried to clarify the government's policy.
وزیر سعی کرد سیاست دولت را روشن کند.
i hope this helps clarify any confusion.
امیدوارم این گونه باشد که این سبب روشن شدن هرگونه ابهامی شود.
use simple words to clarify your point.
از کلمات ساده برای روشن کردن نکته خود استفاده کنید.
let me clarify what i meant earlier.
بگذارید من چیزی که قبلاً میگویم را روشن کنم.
he asked a few questions to clarify the matter.
او چند سوال پرسید تا موضوع را روشن کند.
her clear voice impressed the audience.
صوت واضح او مخاطبین را تحت تأثیر قرار داد.
we must draw a clear distinction between the two.
ما باید بین دو چیز تفکیک واضحی قایل شویم.
the water in the lake is crystal clear.
آب در دریاچه بسیار واضح و پاک است.
make sure your goals are clear.
مطمئن شوید که اهداف شما واضح است.
gain clarity
پیدا کردن روشن فکری
clarify the situation
وضوح در موقعیت
we need to clarify our position on this issue.
باید موضع خود را در این مورد روشن کنیم.
could you please clarify the instructions?
لطفاً دستورالعملها را روشن کنید.
the result helped clarify the situation.
نتیجه به روشن شدن وضعیت کمک کرد.
this explanation should clarify things.
این توضیح باید چیزها را روشن کند.
she wrote to clarify the details of the contract.
او نوشت تا جزئیات قرارداد را روشن کند.
please clarify your reasoning.
لطفاً دلیل خود را روشن کنید.
the minister tried to clarify the government's policy.
وزیر سعی کرد سیاست دولت را روشن کند.
i hope this helps clarify any confusion.
امیدوارم این گونه باشد که این سبب روشن شدن هرگونه ابهامی شود.
use simple words to clarify your point.
از کلمات ساده برای روشن کردن نکته خود استفاده کنید.
let me clarify what i meant earlier.
بگذارید من چیزی که قبلاً میگویم را روشن کنم.
he asked a few questions to clarify the matter.
او چند سوال پرسید تا موضوع را روشن کند.
her clear voice impressed the audience.
صوت واضح او مخاطبین را تحت تأثیر قرار داد.
we must draw a clear distinction between the two.
ما باید بین دو چیز تفکیک واضحی قایل شویم.
the water in the lake is crystal clear.
آب در دریاچه بسیار واضح و پاک است.
make sure your goals are clear.
مطمئن شوید که اهداف شما واضح است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید