| جمع | clippies |
clippy's advice
مشورت کلیپی
clippy appeared
کلیپی ظاهر شد
clippy icon
آیکون کلیپی
using clippy
استفاده از کلیپی
clippy helped
کلیپی کمک کرد
clippy's face
چهره کلیپی
clippy vanished
کلیپی ناپدید شد
remember clippy
کلیپی را به یاد بسپار
clippy's return
بازگشت کلیپی
clippy suggested
کلیپی پیشنهاد داد
clippy suggested i use the built-in spell checker.
کلیپی پیشنهاد داد که از کنترل کننده املای داخلی استفاده کنید.
i disabled clippy because he was constantly interrupting me.
من کلیپی را غیر فعال کردم چون او به طور مداوم من را میدرگزرد.
remember clippy, the annoying microsoft office assistant?
کلیپی، کمکگر مایکروسافت افسر را به یاد میآورید؟
clippy's advice was often unhelpful and irrelevant.
توصیههای کلیپی اغلب کمککننده و غیر مرتبط بود.
many users found clippy's pop-ups intrusive.
بسیاری از کاربران پاپآپهای کلیپی را مزاحم یافته بودند.
the clippy character was designed to be friendly and approachable.
شخصیت کلیپی به طور مقصودی برای دوستداشتنی و قابل دسترسی طراحی شده بود.
microsoft retired clippy in favor of a more subtle approach.
مایکروسافت کلیپی را به نفع رویکردی ریزتر از میان برداشت.
i have fond memories of clippy, despite his flaws.
من خاطرات دلنشینی از کلیپی دارم، با وجود نواقص او.
clippy's animations were a defining feature of early office.
انیمیشنهای کلیپی یک ویژگی تعریفکننده از افسر اولیه بود.
the clippy character became a symbol of outdated software.
شخصیت کلیپی به یک نماد نرمافزارهای قدیمی تبدیل شد.
i miss the quirky charm of clippy sometimes.
گاهی اوقات من از جذابیت عجیب و غریب کلیپی یاد میکنم.
clippy's advice
مشورت کلیپی
clippy appeared
کلیپی ظاهر شد
clippy icon
آیکون کلیپی
using clippy
استفاده از کلیپی
clippy helped
کلیپی کمک کرد
clippy's face
چهره کلیپی
clippy vanished
کلیپی ناپدید شد
remember clippy
کلیپی را به یاد بسپار
clippy's return
بازگشت کلیپی
clippy suggested
کلیپی پیشنهاد داد
clippy suggested i use the built-in spell checker.
کلیپی پیشنهاد داد که از کنترل کننده املای داخلی استفاده کنید.
i disabled clippy because he was constantly interrupting me.
من کلیپی را غیر فعال کردم چون او به طور مداوم من را میدرگزرد.
remember clippy, the annoying microsoft office assistant?
کلیپی، کمکگر مایکروسافت افسر را به یاد میآورید؟
clippy's advice was often unhelpful and irrelevant.
توصیههای کلیپی اغلب کمککننده و غیر مرتبط بود.
many users found clippy's pop-ups intrusive.
بسیاری از کاربران پاپآپهای کلیپی را مزاحم یافته بودند.
the clippy character was designed to be friendly and approachable.
شخصیت کلیپی به طور مقصودی برای دوستداشتنی و قابل دسترسی طراحی شده بود.
microsoft retired clippy in favor of a more subtle approach.
مایکروسافت کلیپی را به نفع رویکردی ریزتر از میان برداشت.
i have fond memories of clippy, despite his flaws.
من خاطرات دلنشینی از کلیپی دارم، با وجود نواقص او.
clippy's animations were a defining feature of early office.
انیمیشنهای کلیپی یک ویژگی تعریفکننده از افسر اولیه بود.
the clippy character became a symbol of outdated software.
شخصیت کلیپی به یک نماد نرمافزارهای قدیمی تبدیل شد.
i miss the quirky charm of clippy sometimes.
گاهی اوقات من از جذابیت عجیب و غریب کلیپی یاد میکنم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید