closable window
پردهپوش
closable lid
قاب پوشیده
closable flap
درپوش قابل بستن
closable compartment
فضای قابل بستن
closable case
جعبه قابل بستن
closable box
جعبه قابل بستن
closable top
بالای قابل بستن
closable panel
صفحه قابل بستن
closable slot
جا با قابلیت بستن
closable door
در قابل بستن
the container had a closable lid to keep the contents fresh.
ظرف دارای یک درب قابل بستن بود تا محتویات تازه بمانند.
the window was closable, allowing for ventilation on warm days.
پنجره قابل بستن بود و امکان تهویه در روزهای گرم را فراهم میکرد.
we needed a closable bag to store the leftover snacks.
ما به یک کیسه قابل بستن برای نگهداری میان وعدههای باقیمانده نیاز داشتیم.
the cabinet featured a closable door for added security.
کابینت دارای یک درب قابل بستن برای افزایش امنیت بود.
the app offered a closable pop-up for user feedback.
اپلیکیشن یک پنجره بازشو قابل بستن برای دریافت بازخورد کاربران ارائه میکرد.
the presentation included a closable sidebar for navigation.
ارائه شامل یک نوار کناری قابل بستن برای پیمایش بود.
the software had a closable settings panel for customization.
نرمافزار دارای یک پنل تنظیمات قابل بستن برای سفارشیسازی بود.
the report included a closable section on future projections.
گزارش شامل یک بخش قابل بستن در مورد پیشبینیهای آینده بود.
the website had a closable banner ad at the top.
وبسایت دارای یک تبلیغ بنری قابل بستن در بالا بود.
the document had a closable comment box for annotations.
سند دارای یک جعبه نظرات قابل بستن برای حاشیهنویسی بود.
the case was designed with a secure, closable latch.
محافظت در نظر گرفته شده با یک قلاب امن و قابل بستن طراحی شده بود.
closable window
پردهپوش
closable lid
قاب پوشیده
closable flap
درپوش قابل بستن
closable compartment
فضای قابل بستن
closable case
جعبه قابل بستن
closable box
جعبه قابل بستن
closable top
بالای قابل بستن
closable panel
صفحه قابل بستن
closable slot
جا با قابلیت بستن
closable door
در قابل بستن
the container had a closable lid to keep the contents fresh.
ظرف دارای یک درب قابل بستن بود تا محتویات تازه بمانند.
the window was closable, allowing for ventilation on warm days.
پنجره قابل بستن بود و امکان تهویه در روزهای گرم را فراهم میکرد.
we needed a closable bag to store the leftover snacks.
ما به یک کیسه قابل بستن برای نگهداری میان وعدههای باقیمانده نیاز داشتیم.
the cabinet featured a closable door for added security.
کابینت دارای یک درب قابل بستن برای افزایش امنیت بود.
the app offered a closable pop-up for user feedback.
اپلیکیشن یک پنجره بازشو قابل بستن برای دریافت بازخورد کاربران ارائه میکرد.
the presentation included a closable sidebar for navigation.
ارائه شامل یک نوار کناری قابل بستن برای پیمایش بود.
the software had a closable settings panel for customization.
نرمافزار دارای یک پنل تنظیمات قابل بستن برای سفارشیسازی بود.
the report included a closable section on future projections.
گزارش شامل یک بخش قابل بستن در مورد پیشبینیهای آینده بود.
the website had a closable banner ad at the top.
وبسایت دارای یک تبلیغ بنری قابل بستن در بالا بود.
the document had a closable comment box for annotations.
سند دارای یک جعبه نظرات قابل بستن برای حاشیهنویسی بود.
the case was designed with a secure, closable latch.
محافظت در نظر گرفته شده با یک قلاب امن و قابل بستن طراحی شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید