unfastenable

[ایالات متحده]/ʌnˈfɑːsənəbl/
[بریتانیا]/ʌnˈfæsənəbl/

ترجمه

adj. که نمی‌توان آن را ببندید یا باز کرد؛ غیرقابل اتصال یا محکم کردن

عبارات و ترکیب‌ها

unfastenable button

دکمه بازشونده

unfastenable clasp

سنجاق بازشونده

unfastenable strap

بند بازشونده

جملات نمونه

the buttons on this shirt are unfastenable.

دکمه‌های این پیراهن قابل باز شدن هستند.

this unfastenable clasp keeps breaking.

این بست غیرقابل قفل شدن مدام خراب می‌شود.

the zipper became unfastenable after years of use.

بعد از سال‌ها استفاده، زیپ غیرقابل قفل شد.

he struggled with the unfastenable buckle.

او با سگک غیرقابل قفل شدن دست و پنجه نرم کرد.

an unfastenable strap caused the bag to open.

یک بند غیرقابل قفل شدن باعث شد کیف باز شود.

the unfastenable latch wouldn't stay closed.

قفل غیرقابل قفل شدن بسته نمی‌ماند.

we encountered an unfastenable door mechanism.

ما با یک مکانیزم درب غیرقابل قفل شدن مواجه شدیم.

the dress had an unfastenable back closure.

لباس یک پشت غیرقابل قفل داشت.

the child couldn't undo the unfastenable knot.

کودک نمی‌توانست گره غیرقابل قفل را باز کند.

an unfastenable velcro strip fell off.

یک نوار Velcro غیرقابل قفل جدا شد.

the unfastenable safety buckle worried parents.

سگک ایمنی غیرقابل قفل والدین را نگران کرد.

this unfastenable button is impossible to secure.

باز کردن این دکمه غیرقابل قفل غیرممکن است.

the surgeon was frustrated by the unfastenable suture.

جراح از بخیه غیرقابل قفل ناامید شده بود.

an unfastenable cable tie is a common problem.

بست کابل غیرقابل قفل یک مشکل رایج است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید