coheres

[ایالات متحده]/[ˈkəʊərz]/
[بریتانیا]/[ˈkoʊər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به هم چسبیده بودن؛ به هم پیوسته بودن؛ سازگار بودن؛ به طور منطقی متصل بودن؛ متحد یا یکپارچه کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

coheres with

با آن همخوانی دارد

coheres well

به خوبی همخوانی دارد

coheres strongly

به شدت همخوانی دارد

coheres logically

به طور منطقی همخوانی دارد

coheres seamlessly

به طور یکپارچه همخوانی دارد

coheres effectively

به طور موثر همخوانی دارد

coheres clearly

به وضوح همخوانی دارد

جملات نمونه

the team's vision coheres with the company's long-term goals.

دیدگاه گروه با اهداف بلندمدت شرکت همخوانی دارد.

her arguments coheres around the central theme of environmental protection.

استدلال‌های او حول محور موضوع اصلی حفاظت از محیط زیست متمرکز می‌شود.

the narrative coheres beautifully, creating a compelling story.

داستان‌سرایی به زیبایی همسو است و یک داستان جذاب ایجاد می‌کند.

the evidence coheres to support the defendant's alibi.

شواهد از ادعای بی‌گناهی متهم پشتیبانی می‌کند.

the project's success coheres with the new marketing strategy.

موفقیت پروژه با استراتژی بازاریابی جدید همخوانی دارد.

the data coheres with previous research findings.

داده‌ها با یافته‌های تحقیقات قبلی همخوانی دارد.

the philosophical framework coheres with my personal beliefs.

چارچوب فلسفی با باورهای شخصی من همخوانی دارد.

the artist's style coheres across all their different works.

سبک هنرمند در تمام آثار مختلف او همسو است.

the policy coheres with the government's overall strategy.

سیاست با استراتژی کلی دولت همخوانی دارد.

the company's values coheres with its commitment to sustainability.

ارزش‌های شرکت با تعهد آن به پایداری همخوانی دارد.

the plot coheres well, despite some minor inconsistencies.

طرح به خوبی همسو است، با وجود برخی تناقضات جزئی.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید