coily

[ایالات متحده]/[ˈkɔɪli]/
[بریتانیا]/[ˈkɔɪli]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای مارپیچ یا خمیده؛ مارپیچ؛ داشتن مویی که به صورت مارپیچ یا حلقه رشد می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

coily hair

Persian_translation

coily texture

Persian_translation

coily spring

Persian_translation

coily path

Persian_translation

coily tendrils

Persian_translation

coily staircase

Persian_translation

جملات نمونه

she wore a hat to protect her coily hair from the sun.

او برای محافظت از موهای مارپیچ خود در برابر نور خورشید، کلاهی پوشید.

his coily texture made his hair difficult to style.

بافت مارپیچ او باعث می‌شد مدل کردن موهایش دشوار باشد.

the coily curls bounced with every step she took.

چکچک‌های مارپیچ با هر قدمی که برمی‌داشت، می‌پریدند.

i love the natural beauty of coily, kinky hair.

من زیبایی طبیعی موهای مارپیچ و وزدار را دوست دارم.

she used a curl cream to define her coily strands.

او از یک کرم چبک برای تعریف رشته‌های مارپیچ خود استفاده کرد.

coily hair often requires special moisturizing products.

موهای مارپیچ اغلب به محصولات مرطوب‌کننده خاص نیاز دارند.

the stylist recommended a deep conditioner for her coily texture.

آرایشگر یک نرم‌کننده عمیق برای بافت مارپیچ او توصیه کرد.

he admired the volume and bounce of her coily mane.

او حجم و پریدن یال مارپیچ او را تحسین کرد.

protective styles are great for maintaining coily hair.

سبک‌های محافظتی برای حفظ موهای مارپیچ عالی هستند.

she gently detangled her long, coily locks.

او به آرامی قفل‌های بلند و مارپیچ خود را باز کرد.

coily hair can be prone to dryness if not properly cared for.

موهای مارپیچ می‌توانند در برابر خشکی آسیب‌پذیر باشند اگر به درستی از آنها مراقبت نشود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید