colligate

[ایالات متحده]/ˈkɒlɪɡeɪt/
[بریتانیا]/ˈkɑːləˌɡeɪt/

ترجمه

vt. به هم بستن; گره زدن; ترکیب کردن; سنتز کردن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردcolligates
جمعcolligates
صفت یا فعل حال استمراریcolligating
زمان گذشتهcolligated
قسمت سوم فعلcolligated

عبارات و ترکیب‌ها

colligate data

داده‌های مرتبط

colligate information

اطلاعات مرتبط

colligate results

نتایج مرتبط

colligate findings

یافته‌های مرتبط

colligate sources

منابع مرتبط

colligate evidence

شواهد مرتبط

colligate variables

متغیرهای مرتبط

colligate statistics

آمار مرتبط

colligate documents

اسناد مرتبط

colligate theories

تئوری‌های مرتبط

جملات نمونه

colligating the information helps in making informed decisions.

گردآوری اطلاعات به اتخاذ تصمیمات آگاهانه کمک می کند.

colligating data from multiple sources can reveal trends.

گردآوری داده ها از منابع متعدد می تواند روندها را آشکار کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید