collimates

[ایالات متحده]/ˈkɒlɪmeɪts/
[بریتانیا]/ˈkɑːləˌmeɪts/

ترجمه

v. تنظیم خط دید یک تلسکوپ یا ابزار دیگر

عبارات و ترکیب‌ها

light collimates

نور همگرا می‌شود

beam collimates

بار متمرکز می‌شود

collimates effectively

به طور موثر همگرا می‌شود

collimates well

به خوبی همگرا می‌شود

collimates precisely

به طور دقیق همگرا می‌شود

collimates light

نور را همگرا می‌کند

collimates optics

اپتیک را همگرا می‌کند

collimates rays

اشعه‌ها را همگرا می‌کند

collimates sources

منابع را همگرا می‌کند

collimates system

سیستم را همگرا می‌کند

جملات نمونه

the lens collimates the light into a parallel beam.

لنز نور را به یک پرتو موازی همگرا می‌کند.

he collimates the laser for better accuracy.

او لیزر را برای دقت بیشتر همگرا می‌کند.

the telescope collimates to improve the image quality.

تلسکوپ برای بهبود کیفیت تصویر همگرا می‌شود.

she collimates the optics before starting the experiment.

او قبل از شروع آزمایش، اپتیک‌ها را همگرا می‌کند.

the technician collimates the equipment regularly.

تکنسین به طور منظم تجهیزات را همگرا می‌کند.

collimates are essential for precise measurements.

همگرایی برای اندازه‌گیری دقیق ضروری است.

he carefully collimates the setup for the demonstration.

او به دقت تنظیمات را برای نمایش همگرا می‌کند.

the system collimates the rays to enhance performance.

سیستم پرتوها را برای افزایش عملکرد همگرا می‌کند.

she collimates the projector for a clearer image.

او پروژکتور را برای تصویر واضح‌تر همگرا می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید