combo

[ایالات متحده]/'kɒmbəʊ/
[بریتانیا]/'kɑmbo/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ترکیب; وعده غذایی; کامبو
adj. ترکیبی; مخلوط.

عبارات و ترکیب‌ها

combo meal

وعده ترکیبی

combo deal

پیشنهاد ترکیبی

combo pack

بسته ترکیبی

combo offer

ارائه ترکیبی

combo set

ست ترکیبی

جملات نمونه

Hoof Pick/Brush: The hoofpick/brush combo can be found a most tack stores.

Hoof Pick/Brush: این ترکیب از Hoof Pick و Brush را می توان در اکثر فروشگاه های Tack پیدا کرد.

And the food bars were offering a seasonal mince pie and coffee combo, which (correct me if I'm wrong) has never before happened in the history of half-time snackery at Stamford Bridge.

و غرفه های غذا در حال ارائه یک کیک گوشت و قهوه فصلی ترکیبی بودند که (اگر اشتباه می کنم درست کنید) تا به حال در تاریخ میان‌وعده در استمفورد بریج اتفاق نیفتاده است.

to order a combo meal

برای سفارش یک وعده غذایی ترکیبی

to perform a combo attack

برای انجام یک حمله ترکیبی

to create a winning combo

برای ایجاد یک ترکیب برنده

to master a combo move

برای تسلط بر یک حرکت ترکیبی

to enjoy a combo deal

برای لذت بردن از یک پیشنهاد ترکیبی

to practice combo skills

برای تمرین مهارت های ترکیبی

to choose a combo package

برای انتخاب یک بسته ترکیبی

to unlock a combo bonus

برای باز کردن یک پاداش ترکیبی

to try a new combo recipe

برای امتحان کردن یک دستور غذای ترکیبی جدید

to watch a combo performance

برای تماشای یک اجرای ترکیبی

نمونه‌های واقعی

I'd like two chicken combos and an order of fried chicken wings.

من می‌خواهم دو غذای ترکیبی مرغ و یک سفارش بال و ساقه مرغ سرخ شده.

منبع: Travel English for Going Abroad

That's an epic combo with that sweet chili jam.

این یک ترکیب حماسی با آن مربای شیرین تند است.

منبع: Gourmet Base

And who came up with these seemingly random key combos anyway?

و چه کسی این ترکیب‌های کلیدی به ظاهر تصادفی را придумал؟

منبع: Wall Street Journal

Strangely, yes, and more than just for the sweet salty combo.

عجیب، بله، و بیشتر از ترکیب شیرین و شور.

منبع: Gourmet Base

They call their signature pastry, the best and biggest combos in towns.

آنها شیرینی امضای خود را بهترین و بزرگترین ترکیبات در شهر می‌نامند.

منبع: VOA Daily Standard February 2019 Collection

But they're a dissonant combo that's particularly grating to many Western ears.

اما این یک ترکیب نامطبوع است که برای بسیاری از گوش‌های غربی به طور خاص آزاردهنده است.

منبع: Science 60 Seconds - Scientific American July 2020 Collection

Dangerous combo-- speed walking and speedwagon.

ترکیب خطرناک - پیاده‌روی سریع و سرعت واگن.

منبع: Modern Family - Season 03

This seems like a combo of seafood.

به نظر می‌رسد این ترکیبی از غذاهای دریایی است.

منبع: 2019 New Year Special Edition

It's very, very tiny. And it has a combo optical drive, a slot-load combo optical drive.

خیلی کوچک است. و دارای یک درایو نوری ترکیبی، یک درایو نوری ترکیبی با بارگذاری اسلات است.

منبع: Previous Apple Keynotes

Some of the most common types of color combos are as follows.

برخی از رایج‌ترین انواع ترکیبات رنگی عبارتند از:

منبع: Popular Science Essays

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید