commonest

[ایالات متحده]/[ˈkɒmənɪst]/
[بریتانیا]/[ˈkɒmənɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بیشترین; مربوط به یا ویژگی مردم عادی; متعلق به مردم; محبوب

عبارات و ترکیب‌ها

commonest problem

مشکل رایج تر

commonest answer

پاسخ رایج تر

commonest language

زبان رایج تر

commonest view

نگاه رایج تر

commonest complaint

شکوایت رایج تر

commonest mistake

خطا رایج تر

most common

رایج ترین

commonest route

مسیر رایج تر

commonest belief

ورزش رایج تر

commonest feature

ویژگی رایج تر

جملات نمونه

the most common method is to use a spreadsheet.

رایج‌ترین روش استفاده از یک جدول محاسباتی است.

this is the commonest complaint we receive from customers.

این رایج‌ترین شکوahanی است که از مشتریان دریافت می‌کنیم.

he chose the commonest route to avoid traffic.

او راه رایج‌تر را انتخاب کرد تا از ترافیک جلوگیری کند.

the commonest language spoken here is english.

زبان رایج‌تری که در اینجا گفته می‌شود انگلیسی است.

what's the commonest reason people visit this park?

دیدن رایج‌ترین دلیلی که افراد برای بازدید از این پارک می‌آیند چیست؟

the commonest error is forgetting to save the file.

خطای رایج‌تر فراموشی ذخیره‌سازی فایل است.

she asked about the commonest ingredients in the dish.

او درباره مكونات رایج‌تر در این غذا سوال کرد.

the commonest feedback was positive about the service.

بیشترین بازخورد درباره خدمات مثبت بود.

he researched the commonest causes of the disease.

او علل رایج‌تر بیماری را مطالعه کرد.

the commonest time to exercise is in the morning.

زمان رایج‌تر برای ورزش صبح است.

what's the commonest way to contact customer support?

راه رایج‌تر برای ارتباط با پشتیبانی مشتریان چیست؟

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید