commove people
تحریک مردم
commove emotions
برانگیختن احساسات
commove hearts
برانگیختن قلبها
commove souls
برانگیختن ارواح
commove audiences
تحریک مخاطبان
commove minds
تحریک ذهنها
commove spirits
برانگیختن روحیه ها
commove crowds
تحریک جمعیت
commove deeply
به شدت تحریک کردن
her speech was meant to commove the audience.
سخنرانی او برای تحت تاثیر قرار دادن مخاطبان طراحی شده بود.
the movie's ending will commove even the toughest critics.
پایان فیلم حتی منتقدان سختگیر را نیز تحت تاثیر قرار خواهد داد.
his story was able to commove everyone in the room.
داستان او توانست همه افراد حاضر در اتاق را تحت تاثیر قرار دهد.
she wrote a poem to commove her friend during hard times.
او شعر نوشت تا دوست خود را در زمانهای سخت تحت تاثیر قرار دهد.
the charity event aimed to commove donors to contribute more.
هدف از برگزاری این رویداد خیریه تحت تاثیر قرار دادن اهداکنندگان برای کمک بیشتر بود.
his performance was designed to commove the audience deeply.
اجرای او به گونهای طراحی شده بود که مخاطبان را عمیقاً تحت تاثیر قرار دهد.
they shared stories that would commove anyone who listened.
آنها داستانهایی را به اشتراک گذاشتند که هر کسی که گوش میکرد، تحت تاثیر قرار میداد.
her actions were enough to commove even the hardest hearts.
اقدامات او برای تحت تاثیر قرار دادن حتی سختدلترین افراد کافی بود.
the documentary was made to commove viewers about climate change.
این مستند برای تحت تاثیر قرار دادن بینندگان در مورد تغییرات آب و هوایی ساخته شده است.
he hoped his words would commove the decision-makers.
او امیدوار بود که کلماتش تصمیمگیران را تحت تاثیر قرار دهد.
commove people
تحریک مردم
commove emotions
برانگیختن احساسات
commove hearts
برانگیختن قلبها
commove souls
برانگیختن ارواح
commove audiences
تحریک مخاطبان
commove minds
تحریک ذهنها
commove spirits
برانگیختن روحیه ها
commove crowds
تحریک جمعیت
commove deeply
به شدت تحریک کردن
her speech was meant to commove the audience.
سخنرانی او برای تحت تاثیر قرار دادن مخاطبان طراحی شده بود.
the movie's ending will commove even the toughest critics.
پایان فیلم حتی منتقدان سختگیر را نیز تحت تاثیر قرار خواهد داد.
his story was able to commove everyone in the room.
داستان او توانست همه افراد حاضر در اتاق را تحت تاثیر قرار دهد.
she wrote a poem to commove her friend during hard times.
او شعر نوشت تا دوست خود را در زمانهای سخت تحت تاثیر قرار دهد.
the charity event aimed to commove donors to contribute more.
هدف از برگزاری این رویداد خیریه تحت تاثیر قرار دادن اهداکنندگان برای کمک بیشتر بود.
his performance was designed to commove the audience deeply.
اجرای او به گونهای طراحی شده بود که مخاطبان را عمیقاً تحت تاثیر قرار دهد.
they shared stories that would commove anyone who listened.
آنها داستانهایی را به اشتراک گذاشتند که هر کسی که گوش میکرد، تحت تاثیر قرار میداد.
her actions were enough to commove even the hardest hearts.
اقدامات او برای تحت تاثیر قرار دادن حتی سختدلترین افراد کافی بود.
the documentary was made to commove viewers about climate change.
این مستند برای تحت تاثیر قرار دادن بینندگان در مورد تغییرات آب و هوایی ساخته شده است.
he hoped his words would commove the decision-makers.
او امیدوار بود که کلماتش تصمیمگیران را تحت تاثیر قرار دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید