communita

[ایالات متحده]//kəˈmjuːnɪtə//
[بریتانیا]//kəˈmjuːnɪtə//

ترجمه

n. تشخيص مشترک؛ ترکیب؛ حالت ترکیب
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the concept of comunità is central to understanding social cohesion in italian villages.

مفهوم جامعه در درک همراهی اجتماعی در روستاهای ایتالیا مرکزی است.

many sociologists study how the comunità shapes individual identity.

بسیاری از جامعه شناسان مطالعه می کنند که چگونه جامعه هویت فردی را شکل می دهد.

the local comunità has preserved its traditions for centuries.

جامعه محلی از سده ها است که سنت های خود را حفظ کرده است.

in this comunità, mutual support is a fundamental value.

در این جامعه، حمایت متقابل یک ارزش بنیادین است.

the comunità organized a festival to celebrate their heritage.

جامعه یک جشن را برای جشن گرفتن از میراث خود سازمان داد.

anthropologists often conduct fieldwork within a specific comunità.

antroپولوگران اغلب کارهای میدانی را در یک جامعه خاص انجام می دهند.

the comunità's decision-making process reflects democratic principles.

فرآیند تصمیم گیری جامعه اصول دموکراتیک را منعکس می کند.

new residents are welcomed into the comunità with open arms.

سکونت جدید با دست‌های باز به جامعه خوش آمد می‌گوید.

the comunità faced challenges but remained resilient.

جامعه با چالش‌هایی مواجه شد اما باز هم مقاوم ماند.

religious rituals play an important role in this comunità.

آیین‌های دینی در این جامعه نقش مهمی دارند.

the comunità maintains strong bonds between generations.

جامعه روابط قوی بین نسل‌ها حفظ می‌کند.

understanding the comunità requires deep cultural immersion.

فهم جامعه نیاز به غوطه‌وری فرهنگی عمیق دارد.

the comunità's social structures are remarkably complex.

ساختارهای اجتماعی جامعه به طور قابل توجهی پیچیده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید