concatenative

[ایالات متحده]/kəˌkætəˈneɪtɪv/
[بریتانیا]/kəˌkætəˈneɪtɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا استفاده کننده از الحاق؛ مشخص شده با اتصال در یک سری

عبارات و ترکیب‌ها

concatenative synthesis

Persian_translation

concatenative process

Persian_translation

concatenative approach

Persian_translation

جملات نمونه

the concatenative synthesis produced a surprisingly realistic voice.

سنتز چنجی، صدایی به‌طرز شگفت‌آوری واقعی تولید کرد.

concatenative programming can be challenging but rewarding.

برنامه‌نویسی چنجی می‌تواند چالش‌برانگیز اما سودآور باشد.

we explored concatenative approaches to text processing.

ما رویکردهای چنجی را برای پردازش متن بررسی کردیم.

the concatenative algorithm efficiently combined data segments.

الگوریتم چنجی به طور کارآمد قطعات داده را ترکیب کرد.

concatenative morphology allows for complex word formation.

ریشه‌شناسی چنجی امکان شکل‌گیری کلمات پیچیده را فراهم می‌کند.

the system used a concatenative method for speech generation.

سیستم از یک روش چنجی برای تولید گفتار استفاده کرد.

concatenative grammar rules define sentence structure.

قواعد دستور زبان چنجی ساختار جمله را تعریف می‌کنند.

a concatenative approach was applied to image stitching.

یک رویکرد چنجی برای چسباندن تصویر اعمال شد.

the concatenative process involved joining smaller units.

فرآیند چنجی شامل پیوستن واحد‌های کوچکتر می‌شد.

concatenative code is often easier to debug.

کد چنجی اغلب اشکال‌زدایی آن آسان‌تر است.

we compared concatenative and subtractive methods.

ما روش‌های چنجی و تفریق را مقایسه کردیم.

the concatenative pipeline processed the input data.

خط لوله چنجی داده‌های ورودی را پردازش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید