conge

[ایالات متحده]/kɒnʒ/
[بریتانیا]/kɑnʒ/

ترجمه

n. برکناری یا عزل از مقام؛ خداحافظی یا وداع؛ مجوز رسمی برای رفتن؛ تعظیم مودبانه؛ انگشتر انگشت؛ در قانون، عزل یا استعفا
Word Forms
جمعconges

عبارات و ترکیب‌ها

conge cake

کیک منجمد

conge ice

یخ منجمد

conge food

غذا منجمد

conge broth

آبگوشته منجمد

conge meat

گوشت منجمد

conge storage

نگهداری منجمد

conge vegetables

سبزیجات منجمد

conge seafood

غذای دریایی منجمد

conge sauce

سس منجمد

conge dessert

دسر منجمد

جملات نمونه

she decided to conge her plans for the weekend.

او تصمیم گرفت برنامه‌های آخر هفته خود را لغو کند.

they had to conge the meeting due to unforeseen circumstances.

آنها مجبور شدند به دلیل شرایط پیش بینی نشده، جلسه را لغو کنند.

he tried to conge the event but received a lot of pushback.

او سعی کرد رویداد را لغو کند اما با مقاومت زیادی روبرو شد.

we need to conge our trip because of the bad weather.

ما باید به دلیل آب و هوای نامناسب سفر خود را لغو کنیم.

the company decided to conge the launch of the new product.

شرکت تصمیم گرفت عرضه محصول جدید را لغو کند.

she was forced to conge her subscription to the magazine.

او مجبور شد اشتراک خود را در مجله لغو کند.

after much discussion, they agreed to conge the project.

پس از بحث و گفتگو، آنها با لغو پروژه موافقت کردند.

due to budget cuts, we have to conge the annual conference.

به دلیل کاهش بودجه، ما باید کنفرانس سالانه را لغو کنیم.

he had to conge his plans for a vacation this year.

او مجبور شد برنامه‌های خود برای یک تعطیلات امسال را لغو کند.

they announced they would conge the festival for safety reasons.

آنها اعلام کردند که به دلیل مسائل ایمنی، جشنواره را لغو خواهند کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید