| جمع | conges |
conge cake
کیک منجمد
conge ice
یخ منجمد
conge food
غذا منجمد
conge broth
آبگوشته منجمد
conge meat
گوشت منجمد
conge storage
نگهداری منجمد
conge vegetables
سبزیجات منجمد
conge seafood
غذای دریایی منجمد
conge sauce
سس منجمد
conge dessert
دسر منجمد
she decided to conge her plans for the weekend.
او تصمیم گرفت برنامههای آخر هفته خود را لغو کند.
they had to conge the meeting due to unforeseen circumstances.
آنها مجبور شدند به دلیل شرایط پیش بینی نشده، جلسه را لغو کنند.
he tried to conge the event but received a lot of pushback.
او سعی کرد رویداد را لغو کند اما با مقاومت زیادی روبرو شد.
we need to conge our trip because of the bad weather.
ما باید به دلیل آب و هوای نامناسب سفر خود را لغو کنیم.
the company decided to conge the launch of the new product.
شرکت تصمیم گرفت عرضه محصول جدید را لغو کند.
she was forced to conge her subscription to the magazine.
او مجبور شد اشتراک خود را در مجله لغو کند.
after much discussion, they agreed to conge the project.
پس از بحث و گفتگو، آنها با لغو پروژه موافقت کردند.
due to budget cuts, we have to conge the annual conference.
به دلیل کاهش بودجه، ما باید کنفرانس سالانه را لغو کنیم.
he had to conge his plans for a vacation this year.
او مجبور شد برنامههای خود برای یک تعطیلات امسال را لغو کند.
they announced they would conge the festival for safety reasons.
آنها اعلام کردند که به دلیل مسائل ایمنی، جشنواره را لغو خواهند کرد.
conge cake
کیک منجمد
conge ice
یخ منجمد
conge food
غذا منجمد
conge broth
آبگوشته منجمد
conge meat
گوشت منجمد
conge storage
نگهداری منجمد
conge vegetables
سبزیجات منجمد
conge seafood
غذای دریایی منجمد
conge sauce
سس منجمد
conge dessert
دسر منجمد
she decided to conge her plans for the weekend.
او تصمیم گرفت برنامههای آخر هفته خود را لغو کند.
they had to conge the meeting due to unforeseen circumstances.
آنها مجبور شدند به دلیل شرایط پیش بینی نشده، جلسه را لغو کنند.
he tried to conge the event but received a lot of pushback.
او سعی کرد رویداد را لغو کند اما با مقاومت زیادی روبرو شد.
we need to conge our trip because of the bad weather.
ما باید به دلیل آب و هوای نامناسب سفر خود را لغو کنیم.
the company decided to conge the launch of the new product.
شرکت تصمیم گرفت عرضه محصول جدید را لغو کند.
she was forced to conge her subscription to the magazine.
او مجبور شد اشتراک خود را در مجله لغو کند.
after much discussion, they agreed to conge the project.
پس از بحث و گفتگو، آنها با لغو پروژه موافقت کردند.
due to budget cuts, we have to conge the annual conference.
به دلیل کاهش بودجه، ما باید کنفرانس سالانه را لغو کنیم.
he had to conge his plans for a vacation this year.
او مجبور شد برنامههای خود برای یک تعطیلات امسال را لغو کند.
they announced they would conge the festival for safety reasons.
آنها اعلام کردند که به دلیل مسائل ایمنی، جشنواره را لغو خواهند کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید