congius

[ایالات متحده]/ˈkɒndʒɪəs/
[بریتانیا]/ˈkɑːndʒɪəs/

ترجمه

n. یک واحد اندازه‌گیری مایع در روم باستان؛ یک گالن
شکل‌های واژه
جمعcongiuss

عبارات و ترکیب‌ها

congius measurement

سنجش کنگیو

congius volume

حجم کنگیو

congius container

ظرف کنگیو

congius capacity

ظرفیت کنگیو

congius size

اندازه کنگیو

congius unit

واحد کنگیو

congius scale

مقیاس کنگیو

congius standard

استاندارد کنگیو

congius ratio

نسبت کنگیو

congius equivalent

معادل کنگیو

جملات نمونه

he has a congius for collecting rare coins.

او اشتیاقی برای جمع‌آوری سکه‌های کمیاب دارد.

her congius for painting is evident in her artwork.

اشتیاق او به نقاشی در آثار هنری‌اش آشکار است.

they have a congius for adventure and exploration.

آنها اشتیاقی برای ماجراجویی و اکتشاف دارند.

his congius for music drives him to learn multiple instruments.

اشتیاق او به موسیقی او را به یادگیری سازهای مختلف سوق می‌دهد.

she has a congius for languages, mastering five so far.

او اشتیاقی برای زبان‌ها دارد و تا کنون پنج زبان را فرا گرفته است.

his congius for cooking leads him to experiment with new recipes.

اشتیاق او به آشپزی باعث می‌شود با دستورالعمل‌های جدید آزمایش کند.

they share a congius for gardening, often working together.

آنها اشتیاقی برای باغبانی دارند و اغلب با هم کار می‌کنند.

her congius for fashion is reflected in her unique style.

اشتیاق او به مد در سبک منحصر به فردش منعکس می‌شود.

he has a congius for photography, capturing moments beautifully.

او اشتیاقی برای عکاسی دارد و لحظات را به زیبایی ثبت می‌کند.

his congius for technology keeps him updated on the latest trends.

اشتیاق او به فناوری او را از آخرین روندها مطلع می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید