conn

[ایالات متحده]/kɒn/
[بریتانیا]/kɑn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. هدایت کردن
n. هدایت
Word Forms
شکل سوم شخص مفردcons
صفت یا فعل حال استمراریconning
زمان گذشتهconned
قسمت سوم فعلconned

عبارات و ترکیب‌ها

connect

اتصال

connection

اتصال

connector

اتصال‌دهنده

جملات نمونه

They've conned me out of all my money.

آنها تمام پولم را به دست آوردند.

I conned him into giving me your home number.

من او را فریب دادم تا شماره تلفن خانگی شما را به من بدهد.

he hadn't conned anything bigger than a Boston whaler.

او چیزی بزرگتر از یک قایق بوسطن را فریب نداده بود.

the girls conned their pages with a great show of industry.

دختران صفحات خود را با نشان دادن زیادی صنعت فریب دادند.

she was jailed for conning her aunt out of £500,000.

او به دلیل فریب داییش از 500000 پوند به زندان محکوم شد.

a bogus social worker conned her way into the pensioner's home.

یک مددکار اجتماعی دروغگو به طرز فریبنده‌ای وارد خانه بازنشسته شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید