gaming consoles
کنسولهای بازی
video game consoles
کنسولهای بازی ویدیویی
home consoles
کنسولهای خانگی
handheld consoles
کنسولهای دستی
console games
بازیهای کنسولی
console controllers
کنترلرهای کنسول
console accessories
لوازم جانبی کنسول
console exclusives
بازیهای انحصاری کنسول
console updates
بهروزرسانیهای کنسول
console performance
عملکرد کنسول
she consoles her friend after the loss.
او دوستش را پس از دست دادن آرام میکند.
the therapist consoles the patient during tough times.
در زمانهای سخت، درمانگر بیمار را آرام میکند.
he consoles himself with music when feeling down.
وقتی احساس ناراحتی میکند، خودش را با موسیقی آرام میکند.
parents often console their children after a bad day.
والدین اغلب فرزندان خود را پس از یک روز بد آرام میکنند.
the community consoles the family in their grief.
جامعه خانواده را در غم و اندوهشان آرام میکند.
she found solace in the way he consoles her.
او آرامش را در نحوه آرام کردن او توسط او یافت.
friends console each other during tough times.
دوستان در زمانهای سخت یکدیگر را آرام میکنند.
the coach consoles the players after a tough loss.
مربی بازیکنان را پس از یک شکست سخت آرام میکند.
he often consoles others, even when he feels sad.
حتی وقتی احساس ناراحتی میکند، اغلب دیگران را آرام میکند.
she tries to console her siblings after their argument.
او سعی میکند خواهر و برادرانش را پس از بحثشان آرام کند.
gaming consoles
کنسولهای بازی
video game consoles
کنسولهای بازی ویدیویی
home consoles
کنسولهای خانگی
handheld consoles
کنسولهای دستی
console games
بازیهای کنسولی
console controllers
کنترلرهای کنسول
console accessories
لوازم جانبی کنسول
console exclusives
بازیهای انحصاری کنسول
console updates
بهروزرسانیهای کنسول
console performance
عملکرد کنسول
she consoles her friend after the loss.
او دوستش را پس از دست دادن آرام میکند.
the therapist consoles the patient during tough times.
در زمانهای سخت، درمانگر بیمار را آرام میکند.
he consoles himself with music when feeling down.
وقتی احساس ناراحتی میکند، خودش را با موسیقی آرام میکند.
parents often console their children after a bad day.
والدین اغلب فرزندان خود را پس از یک روز بد آرام میکنند.
the community consoles the family in their grief.
جامعه خانواده را در غم و اندوهشان آرام میکند.
she found solace in the way he consoles her.
او آرامش را در نحوه آرام کردن او توسط او یافت.
friends console each other during tough times.
دوستان در زمانهای سخت یکدیگر را آرام میکنند.
the coach consoles the players after a tough loss.
مربی بازیکنان را پس از یک شکست سخت آرام میکند.
he often consoles others, even when he feels sad.
حتی وقتی احساس ناراحتی میکند، اغلب دیگران را آرام میکند.
she tries to console her siblings after their argument.
او سعی میکند خواهر و برادرانش را پس از بحثشان آرام کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید