conterminous

[ایالات متحده]/kənˈtɜːmɪnəs/
[بریتانیا]/kənˈtɜrmɪnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای مرز مشترک; متصل یا مجاور

عبارات و ترکیب‌ها

conterminous united states

ایالات متحده مجاور

conterminous countries

کشورهای مجاور

conterminous regions

مناطق مجاور

conterminous land

زمین مجاور

conterminous borders

مرزهای مجاور

conterminous areas

مناطقی که هم‌مرز هستند

conterminous states

ایالت‌های مجاور

conterminous zones

مناطق مجاور

conterminous ecosystems

اکوسیستم‌های مجاور

conterminous territories

قلمروهای مجاور

جملات نمونه

the two states are conterminous, sharing a long border.

دو ایالت مجاور هستند و یک مرز طولانی با هم به اشتراک می‌گذارند.

many countries in europe are conterminous with each other.

بسیاری از کشورها در اروپا با یکدیگر مجاور هستند.

the conterminous united states has diverse landscapes.

ایالات متحده مجاور دارای مناظر متنوعی است.

conterminous regions often share similar climates.

مناطق مجاور اغلب آب و هوای مشابهی دارند.

he studied the conterminous areas for his research.

او مناطق مجاور را برای تحقیقات خود مطالعه کرد.

the conterminous relationship between the two theories is significant.

ارتباط مجاور بین دو نظریه قابل توجه است.

understanding conterminous boundaries is essential in geography.

درک مرزهای مجاور در جغرافیا ضروری است.

these conterminous lands are rich in resources.

این سرزمین‌های مجاور سرشار از منابع هستند.

conterminous states often collaborate on environmental issues.

ایالت‌های مجاور اغلب در مسائل زیست محیطی با یکدیگر همکاری می‌کنند.

the conterminous nature of the regions posed unique challenges.

طبیعت مجاور مناطق چالش‌های منحصربه‌فردی را ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید