| قسمت سوم فعل | contraindicated |
| زمان گذشته | contraindicated |
| شکل سوم شخص مفرد | contraindicates |
| صفت یا فعل حال استمراری | contraindicating |
contraindicate treatment
ایجاد منع درمان
contraindicate medication
ایجاد منع دارویی
contraindicate procedure
ایجاد منع روش
contraindicate use
ایجاد منع استفاده
contraindicate condition
ایجاد منع وضعیت
contraindicate diagnosis
ایجاد منع تشخیص
contraindicate therapy
ایجاد منع درمان
contraindicate exercise
ایجاد منع ورزش
contraindicate symptoms
ایجاد منع علائم
contraindicate activity
ایجاد منع فعالیت
the patient's allergies may contraindicate certain medications.
احتمالاً آلرژی بیمار ممکن است نشان دهد که برخی داروها منع مصرف دارند.
pregnancy can contraindicate the use of specific treatments.
بارداری ممکن است نشان دهد که استفاده از درمان های خاص منع دارد.
consult your doctor if any symptoms contraindicate the procedure.
اگر علائمی نشان دهنده منع انجام روش هستند، با پزشک خود مشورت کنید.
some medical conditions may contraindicate surgery.
برخی از شرایط پزشکی ممکن است نشان دهند که جراحی منع دارد.
always check if lifestyle choices contraindicate your health plan.
همیشه بررسی کنید که آیا انتخاب های سبک زندگی برنامه سلامتی شما را منع می کند.
certain supplements can contraindicate prescribed medications.
برخی از مکمل ها ممکن است نشان دهند که مصرف داروهای تجویزی منع دارد.
it is important to know if any conditions contraindicate vaccination.
دانستن اینکه آیا شرایطی وجود دارد که واکسیناسیون را منع می کند مهم است.
some exercise routines may contraindicate existing injuries.
برخی از برنامه های ورزشی ممکن است نشان دهند که آسیب های موجود منع دارد.
before starting a new diet, check if it contraindicates your health status.
قبل از شروع یک رژیم غذایی جدید، بررسی کنید که آیا وضعیت سلامتی شما را منع می کند.
always inform your doctor about any factors that may contraindicate treatment.
همیشه پزشک خود را از هر عاملی که ممکن است درمان را منع کند مطلع کنید.
contraindicate treatment
ایجاد منع درمان
contraindicate medication
ایجاد منع دارویی
contraindicate procedure
ایجاد منع روش
contraindicate use
ایجاد منع استفاده
contraindicate condition
ایجاد منع وضعیت
contraindicate diagnosis
ایجاد منع تشخیص
contraindicate therapy
ایجاد منع درمان
contraindicate exercise
ایجاد منع ورزش
contraindicate symptoms
ایجاد منع علائم
contraindicate activity
ایجاد منع فعالیت
the patient's allergies may contraindicate certain medications.
احتمالاً آلرژی بیمار ممکن است نشان دهد که برخی داروها منع مصرف دارند.
pregnancy can contraindicate the use of specific treatments.
بارداری ممکن است نشان دهد که استفاده از درمان های خاص منع دارد.
consult your doctor if any symptoms contraindicate the procedure.
اگر علائمی نشان دهنده منع انجام روش هستند، با پزشک خود مشورت کنید.
some medical conditions may contraindicate surgery.
برخی از شرایط پزشکی ممکن است نشان دهند که جراحی منع دارد.
always check if lifestyle choices contraindicate your health plan.
همیشه بررسی کنید که آیا انتخاب های سبک زندگی برنامه سلامتی شما را منع می کند.
certain supplements can contraindicate prescribed medications.
برخی از مکمل ها ممکن است نشان دهند که مصرف داروهای تجویزی منع دارد.
it is important to know if any conditions contraindicate vaccination.
دانستن اینکه آیا شرایطی وجود دارد که واکسیناسیون را منع می کند مهم است.
some exercise routines may contraindicate existing injuries.
برخی از برنامه های ورزشی ممکن است نشان دهند که آسیب های موجود منع دارد.
before starting a new diet, check if it contraindicates your health status.
قبل از شروع یک رژیم غذایی جدید، بررسی کنید که آیا وضعیت سلامتی شما را منع می کند.
always inform your doctor about any factors that may contraindicate treatment.
همیشه پزشک خود را از هر عاملی که ممکن است درمان را منع کند مطلع کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید