contrapose ideas
ایدههای متقابل
contrapose concepts
مفاهیم متقابل
contrapose arguments
استدلالهای متقابل
contrapose perspectives
دیدگاههای متقابل
contrapose theories
تئوریهای متقابل
contrapose positions
مواضع متقابل
contrapose statements
بیانیههای متقابل
contrapose viewpoints
نظرات متقابل
contrapose beliefs
باورهای متقابل
contrapose factors
عوامل متقابل
we can contrapose the two theories to highlight their differences.
ما میتوانیم دو نظریه را به هم نقض کنیم تا تفاوتهای آنها را برجسته کنیم.
to understand the argument better, let's contrapose it with a counterexample.
برای درک بهتر استدلال، بیایید آن را با یک مثال متضاد به هم نقض کنیم.
in philosophy, it's common to contrapose statements to clarify meaning.
در فلسفه، رایج است که گزارهها را به هم نقض کنیم تا معنا را روشن کنیم.
we can contrapose the two perspectives to find common ground.
ما میتوانیم دو دیدگاه را به هم نقض کنیم تا زمینههای مشترک را پیدا کنیم.
it's useful to contrapose different cultures to appreciate diversity.
برای قدردانی از تنوع، مفید است که فرهنگهای مختلف را به هم نقض کنیم.
we should contrapose the findings from both studies for a clearer picture.
برای داشتن تصویری واضحتر، باید یافتههای هر دو مطالعه را به هم نقض کنیم.
to strengthen the argument, let's contrapose it with established facts.
برای تقویت استدلال، بیایید آن را با حقایق اثبات شده به هم نقض کنیم.
in mathematics, we often contrapose statements to prove theorems.
در ریاضیات، اغلب گزارهها را به هم نقض میکنیم تا قضایای را اثبات کنیم.
contrapose ideas
ایدههای متقابل
contrapose concepts
مفاهیم متقابل
contrapose arguments
استدلالهای متقابل
contrapose perspectives
دیدگاههای متقابل
contrapose theories
تئوریهای متقابل
contrapose positions
مواضع متقابل
contrapose statements
بیانیههای متقابل
contrapose viewpoints
نظرات متقابل
contrapose beliefs
باورهای متقابل
contrapose factors
عوامل متقابل
we can contrapose the two theories to highlight their differences.
ما میتوانیم دو نظریه را به هم نقض کنیم تا تفاوتهای آنها را برجسته کنیم.
to understand the argument better, let's contrapose it with a counterexample.
برای درک بهتر استدلال، بیایید آن را با یک مثال متضاد به هم نقض کنیم.
in philosophy, it's common to contrapose statements to clarify meaning.
در فلسفه، رایج است که گزارهها را به هم نقض کنیم تا معنا را روشن کنیم.
we can contrapose the two perspectives to find common ground.
ما میتوانیم دو دیدگاه را به هم نقض کنیم تا زمینههای مشترک را پیدا کنیم.
it's useful to contrapose different cultures to appreciate diversity.
برای قدردانی از تنوع، مفید است که فرهنگهای مختلف را به هم نقض کنیم.
we should contrapose the findings from both studies for a clearer picture.
برای داشتن تصویری واضحتر، باید یافتههای هر دو مطالعه را به هم نقض کنیم.
to strengthen the argument, let's contrapose it with established facts.
برای تقویت استدلال، بیایید آن را با حقایق اثبات شده به هم نقض کنیم.
in mathematics, we often contrapose statements to prove theorems.
در ریاضیات، اغلب گزارهها را به هم نقض میکنیم تا قضایای را اثبات کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید