contrastingly

[ایالات متحده]/kənˈtrɑːstɪŋli/
[بریتانیا]/kənˈtræstɪŋli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه


adv. به روشی متضاد؛ به گونه‌ای که تفاوت یا مقایسه‌ای آشکار ایجاد می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

contrastingly bright

متناقض و متفاوت

جملات نمونه

contrastingly, the small startup outperformed the established giant in innovation.

بازار به طور پیوسته رشد کرد؛ در مقابل، اعتماد مصرف‌کنندگان به شدت کاهش یافت.

the winter was contrastingly mild this year compared to last year's harsh conditions.

پیشنهاد اول مهلت مقرر را رعایت کرد؛ در مقابل، طرح اصلاح‌شده چند هفته دیر رسید.

she spoke softly, contrastingly, while her colleague delivered an aggressive presentation.

او با لحنی آرام صحبت کرد؛ در مقابل، پاسخ او به طور آشکار خصمانه بود.

contrastingly, the ancient manuscript contained remarkably modern philosophical ideas.

مسیر شمالی نسبتاً امن است؛ در مقابل، جاده ساحلی به طرز خطرناکی خطرناک است.

the modern building contrastingly featured traditional architectural elements.

بودجه ما کاملاً محدود است؛ در مقابل، بودجه آن‌ها عملاً نامحدود است.

contrastingly, the quiet student produced the most groundbreaking research.

او یک استدلال قوی ارائه می‌دهد؛ در مقابل، شواهد همچنان ضعیف هستند.

the dark chocolate contrastingly had a surprisingly sweet and fruity flavor profile.

نرم‌افزار به طور روان روی دسکتاپ اجرا می‌شود؛ در مقابل، عملکرد آن روی دستگاه‌های تلفن همراه ضعیف است.

contrastingly, the expensive restaurant offered simple, unpretentious dishes.

تیم این ماه پیشرفت چشمگیری نشان داد؛ در مقابل، سه‌ماهه گذشته یک عقب‌ماندگی کامل بود.

the documentary contrastingly portrayed the villain as a misunderstood hero.

سخنرانی بینش‌های ارزشمندی ارائه کرد؛ در مقابل، جزوه‌ حاوی اطلاعات منسوخ بود.

contrastingly, the pessimistic team achieved the highest productivity metrics.

هتل در موقعیت مناسبی قرار دارد؛ در مقابل، اتاق‌ها به طرز عجیبی کوچک هستند.

the minimalist design contrastingly incorporated ornate decorative details.

نسخه اولیه‌ او به طور استثنایی واضح بود؛ در مقابل، نسخه نهایی گیج‌کننده به نظر می‌رسید.

contrastingly, the fast-food chain served gourmet-quality meals at low prices.

این سیاست وعده مزایای سریع را می‌دهد؛ در مقابل، هزینه‌های بلندمدت ممکن است قابل توجه باشند.

the conservative politician contrastingly championed progressive environmental policies.

contrastingly, the busy metropolis maintained a surprisingly peaceful and calm atmosphere.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید