copilot

[ایالات متحده]/ˈkəʊˌpaɪlət/
[بریتانیا]/ˈkoʊˌpaɪlət/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک کمک‌خلبان در یک هواپیما؛ خلبان دوم در هوانوردی
Word Forms
جمعcopilots

عبارات و ترکیب‌ها

flight copilot

خلبان هواپیما

copilot role

نقش خلبان کمک

copilot duties

وظایف خلبان کمک

virtual copilot

خلبان کمک مجازی

copilot training

آموزش خلبان کمک

copilot support

حمایت از خلبان کمک

copilot system

سیستم خلبان کمک

autonomous copilot

خلبان کمک خودران

copilot software

نرم افزار خلبان کمک

copilot features

ویژگی های خلبان کمک

جملات نمونه

the pilot and copilot worked seamlessly together during the flight.

خلبان و کمک خلبان در طول پرواز به طور یکپارچه با هم همکاری کردند.

having a copilot can enhance safety in aviation.

داشتن یک کمک خلبان می تواند ایمنی در هوانوردی را افزایش دهد.

many airlines require a certified copilot for all flights.

بسیاری از خطوط هوایی برای همه پروازها به یک کمک خلبان دارای گواهینامه نیاز دارند.

the copilot helped navigate through the storm.

کمک خلبان در عبور از طوفان کمک کرد.

training a copilot takes several months of intensive study.

آموزش یک کمک خلبان چندین ماه مطالعه فشرده طول می کشد.

the copilot communicated effectively with air traffic control.

کمک خلبان به طور موثر با کنترل ترافیک هوایی ارتباط برقرار کرد.

during the flight, the copilot managed the radio communications.

در طول پرواز، کمک خلبان مسئولیت ارتباطات رادیویی را بر عهده داشت.

the copilot's role is crucial for managing emergencies.

نقش کمک خلبان برای مدیریت شرایط اضطراری بسیار مهم است.

they trained together to become a proficient pilot and copilot team.

آنها برای تبدیل شدن به یک تیم خلبان و کمک خلبان ماهر با هم آموزش دیدند.

the copilot took over when the pilot needed a break.

وقتی خلبان به استراحت نیاز داشت، کمک خلبان مسئولیت را بر عهده گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید